تحلیل کهن الگوی ماندالا در رمان رژه بر خاک پوک بر مبنای مکتب نمادگرایی
نویسندگان
1 استادیار،گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد کرمان،دانشگاه آزاد اسلامی،کرمان،ایران
2 دانشجوی دکتری ،گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد کرمان،دانشگاه آزاد اسلامی،کرمان،ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد کرمان،دانشگاه آزاد اسلامی،کرمان،ایران.
doi
10.22080/rjls.2025.28566.1531چکیده
رمان رژه بر خاک پوک اثر محمدشمس لنگرودی، داستانی نمادین از مواجهه جامعهای خرافهزده با مدرنیسم است. این اثر با روایت دگردیسی اجتماعی و فرهنگی، به بررسی تقابل سنت و تجدد در سرزمین خیالی ناریانه و پال میپردازد. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، کهنالگوی ماندالا، به عنوان یکی از نمادهای کهن و بازمانده از ناخودآگاه جمعی بشری، بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ تحلیل شده است. ماندالا به مثابه نمادی از تمامیت و نظم، در این رمان بازتابدهنده تقابل میان آشفتگیهای اجتماعی و تلاش برای بازگشت به خویشتن است. از نتایج پژوهش میتوان به این اشاره کرد که رمان «رژه بر خاک پوک» با بهرهگیری از نمادگرایی، بهطور عمیقی به مفاهیم روانشناختی کهنالگوها پرداخته و ماندالا را بهعنوان نمادی از وحدت و نظم درون و بیرون بهکار برده است. ماندالا، به عنوان نمادی از تمامیت، انسجام و تلاش برای بازگشت به خویشتن، در ساختار و محتوای این رمان حضور دارد. حضور ماندالا در ساختار داستان، نهتنها پیامهای معنایی رمان را تقویت میکند بلکه به انسجام روایی و معنایی اثر کمک کرده است. تقابل میان سنت و مدرنیته، بهعنوان یکی از محورهای اصلی رمان، در قالب کهنالگوی ماندالا و بازتاب آن در تقابل میان نظم و بینظمی به تصویر کشیده شده است. با تأکید بر اهمیت ناخودآگاه جمعی، چارچوبی مناسب برای تحلیل این اثر و مفاهیم روانشناختی آن ارائه داده است.