خوانشی فرویدی از بازنمایی ضمیر ناخودآگاهِ شخصیت اصلی در رمان اوراد نیمروز اثر منصور علیمرادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران
2 استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی پیام نور- تهران- ایران
3 استاد بخش زیان و ادبیات فارسی -دانشگاه پیام نور تهران
4 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور، ایران
5 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22080/rjls.2025.28264.1520چکیده
مکتب سوررئالیسم با استفاده از تکنیکهایی همچون تداعی آزاد، رؤیاپردازی و خودکارنویسی، امکان شکستن مرزهای میان واقعیت و خیال را فراهم میسازد و از این طریق، به کشف لایههای پنهان ذهن و احساسات سرکوبشده فرد میپردازد. مسأله اصلی این پژوهش این است که رمان اوراد نیمروز چگونه از طریق بازنمایی ضمیر ناخودآگاه و تکنیکهای سوررئالیستی، سفر درونی قهرمان «بهمن» را با تأکید بر تأثیرات روابط خانوادگی و بحرانهای روحی بازگو میکند؟ همچنین سؤال اساسی مطرح شده این است که آیا ساختار روایی اثر توانسته مرز میان ناخودآگاه و واقعیت را به شکلی متقاعدکننده و قابلتفسیر ترسیم کند؟ روش تحقیق در این مطالعه کیفی و تحلیل متنمحور است که با تأکید بر عناصر سوررئالیستی همچون تداعی آزاد، تصاویر نمادین، اسطورهپردازی و رابطه نگرشهای فرویدی با ناخودآگاه، به بررسی لایههای روانشناختی داستان و ذهنیت شخصیت اصلی پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهند که رمان اوراد نیمروز با استفاده از تکنیکهای سوررئالیستی و تمرکز بر ضمیر ناخودآگاه، توانسته است تصویری پیچیده و چندلایه از روان انسانی، بحرانهای عاطفی و تلاش برای رهایی بهمن ارائه دهد. کویر بهعنوان استعارهای از ناخودآگاه، فضایی برای درگیری ذهنی و احساسات سرکوبشده قهرمان ایجاد میکند و ملک محمد، نماد آرزوی عمیق او برای یافتن معنا و هماهنگی درونی است. این رمان، در امتداد نگرشهای سوررئالیستی، واقعیت بیرونی را به شیوهای کاملاً ذهنی و نمادین دگرگون ساخته و بازنمایی ناخودآگاه را به مرکز روایت تبدیل کرده است