اثربخشی گروهدرمانی مبتنی بر ذهنیسازی بر روابط موضوعی و دشواری در تنظیم هیجان در افراد دارای نشانگان شخصیت وابسته
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2023.352891.644491چکیده
این مطالعه به بررسی اثربخشی گروهدرمانی مبتنی بر ذهنیسازی (MBT-G) بر روابط موضوعی و دشواری در تنظیم هیجان در افراد دارای نشانگان شخصیت وابسته پرداخت. پژوهش بهصورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه و پیگیری یکماهه انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل ساکنان ۱۸ تا ۴۰ سالۀ شهر تهران بود و نمونۀ پژوهش ۳۲ نفر از افراد دارای نشانگان شخصیت وابسته در سال 1401 بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام ۱۶ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۲۰ جلسۀ ۷۵ دقیقهای، تحت گروهدرمانی مبتنی بر ذهنیسازی براساس پروتکل بیتمن و فوناگی قرار گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای روابط موضوعی بل (BORRTI)، دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و نشانگان شخصیت وابسته (DPI-R) گردآوری شد. تحلیل دادهها با آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و با نرمافزار SPSS-26 انجام شد. نتایج نشاندهندۀ بهبود معنادار در روابط موضوعی، دشواری در تنظیم هیجان و نشانگان شخصیت وابسته در گروه آزمایش، هم در مرحلۀ پسآزمون و هم در پیگیری یکماهه بود (05/0p<). برایناساس میتوان نتیجه گرفت گروهدرمانی مبتنی بر ذهنیسازی در بهبود این متغیرها در افراد دارای نشانگان شخصیت وابسته (از اختلالات خوشۀ C) مؤثر است. از آنجا که این مداخله عمدتاً در اختلالات شخصیت خوشۀ B بهکار رفته، پیشنهاد میشود در درمان سایر اختلالات شخصیت نیز مورد استفاده قرار گیرد و به خوشۀ B محدود نشود.