نظام گفتمانی بوشی در داستان پدرسرگی تولستوی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثربجنورد. ایران
doi
10.22080/rjls.2025.27118.1473چکیده
در نظام گفتمانی بوشی، سوژه همواره در حال شدن است و محور اصلی تولید معنا با توجه به «من بوش دارم پس هستم» تعریف میشود. این سوژه در فرایندی از سلب تا ایجاب و در جریانی از اضطراب تا انتخاب، وضعیت وجودی و حضوری خود را ساماندهی میکند. او همواره دغدغۀ وجود و بودن دارد. ازینروی، نظام خطی به نظامی تلاطمی تبدیل میشود تا جریانی از اضطراب، تردید، نفی، ایجاب و حضور را برای سوژه رقم زند. در این نظام، سوژه علیه نظام موجود طغیان میکند تا در بستری از زیباییشناسی حضور به استعلا دست یابد. در پژوهش حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی نظام گفتمانی بوشی در داستان «پدرسرگی» از تولستوی واکاوی و فرایندهای وجودی آن از منظر نشانه- معناشناسی تحلیل شده است. پرسش اصلی این است که نظام بوشی در پیکرۀ مورد بحث دارای کدام کارکردهای گفتمانی است. همچنین سوژه در گذر از دازاینهای مختلف، چگونه حضوری زیباییشناختی را برای خود رقم میزند. نتیجۀ بررسی نشان میدهد مسئلۀ وجود و حضور، به دغدغۀ همیشگی سوژه تبدیل شده بهگونهای که پیوسته از دازاینی به دازاین دیگر در گذر است و این گذر، حضور سوژهای تنشی و طغیانگر را نشان میدهد که وضعیتی حضوری از اضطراب تا استعلا دارد.