نقد و تحلیل رئالیسم در ادبیّات داستانی ایران
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22059/jlcr.2014.52696چکیده
ادبیّات داستانی را از منظرهای گوناگونی ازجمله از دیدگاه مکاتب ادبی، میتوان نقد و تحلیل کرد. در این میان، رئالیسم که گویی هماره از دغدغههای فکریِ بسیاری از نویسندگان بوده، از اقبال بیشتری برخوردار بوده است. ادبیّات داستانی نوین ایران از همان نخستین تجربههای خود، دلبستگی خود را به رئالیسم نشان داده است و غالب نویسندگان کوشیدند با نگاهی نقادانه، تصویرگر شرایط سیاسی - اجتماعیِ روزگار خود باشند؛ هرچند رئالیسم آنان، گاه با رمانتیسم و گاه با جلوههایی از سوررئالیسم و سمبولیسم تعدیل میشود. در پژوهش حاضر، پس از بیان خطوط اصلی و ویژگیهای بنیادین رئالیسم در ادبیّات داستانی، به نقد و تحلیلِ تأثیر و حضور رئالیسم در ادبیّات داستانی ایران، از آغاز تا سالهای پایانی دهة پنجاه پرداخته شده است. در این بخش، تأکید بر آن بوده است تا چگونگی و میزان اقبال نویسندگان مطرح و شاخصِ ادبیّات داستانی ایران به رئالیسم، تحلیل و واکاوی شود؛ ازاینرو، بسط مطالب بهفراخور نوع رویکرد هر نویسنده به رئالیسم و استمرار او در آفرینش داستانها و رمانهای واقعگرایانه است.