مواجهه با «دیگری» در اشعار ملک الشعرا بهار

نویسندگان

1 عضو هیات علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانشجو

3 عضو هیات علمی گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه مازندران

4 عضو هیات علمی گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.22080/rjls.2024.27628.1498
چکیده

این پژوهش بر آن است تا با توجه به مؤلّفه های مواجهه با دیگری، به بررسی و تحلیل اشعار محمدتقی بهار بپردازد تا دریابد در اشعار او، چه رویکردی نسبت به دیگری وجود دارد؟ ملک ‎الشعرای بهار شاعر متفکّر عصر مشروطه و پس از آن، در ساختار اجتماعی ایران در سده ی اخیر رویکردی روشن و دوشقّی در مواجهه با دیگران داشته است. این رفتار هم در ساختار تمدّنی سنّتی ریشه دارد هم در افکار نو و امروزی. او در وهله‌ی نخست با رویکردی مصلحانه، نسبت به دیگری رفتاری از روی پذیرش و مدارا داشته است. امّا جامعه ی درحال تحوّل ایران به او اجازه نداد تا پایان زندگی این رفتار را هم‌چنان سرلوحه ی خود قرار دهد؛ ازاین رو در مواجهه با دیگران که نمی‌توانند آرای شاعر را تحمّل کنند یا به دشمنی با آرمان های انقلاب مشروطه برخاسته اند پرداخته است. او که شاعری انقلابی و اجتماعی است اصل هستی را بر تفاوت‌ها نهاد و بر گونه گونی رفتارهای مثبت و منفی طبقات و قشرهای اجتماعی پرداخت و در این میانه با دیگران که با او زاویه داشتند اعلام جداسری نمود. وی در احکامی کلّی که برای دیگران صادر کرده گاه مخالفان خود را هجو کرده است. او متأثّر از ساختار عقل کل گرایی جامعه‌ی سنّتی نظرهای خود را در بعضی از امور که گمان می کند . بیشتر کسانی که از سوی شاعر طرد و حذف می‌شوند دشمنان ملّت و انقلاب مشروطه هستند.کلیدواژه‌‌ها: ملک الشعرا بهار، هویّت، مواجهه با دیگری، ادبیات مشروطه