کنشهای دریدایی نشانههای زبانی نیما با تکیه بر شعر «آی آدمها»
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22080/rjls.2025.27893.1508چکیده
جهان هستی را از رهگذر زبان میتوان شناخت و شعر قلمرو مهم تبلور زبان و به فعلیت درآمدن هستی است. شعر به مثابهی پدیداری تأمل برانگیز، جهت پیکان پرسش از چیستی و هستی جهان را به سمت خود فرامیخواند. اگر زبان خانهی هستی و یگانه مجرای شناخت است و شعر نیز در بستر زبان رخ میدهد، چگونه زیستن شاعر در این منزلگه است که معیار سنجش عملکردش میشود. کشف راز و رمزهای این پدیدار بر عهده فلسفه و انواع نقدهای ادبی مبتنی بر نگرشهای فلسفی است که هدف واحد تحلیل زبان و کشف معانی متون ادبی را دنبال میکنند. جستار حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با کاربست نظریههای پساساختگرایی بویژه دیدگاههای دریدا در باب نشانههای زبانی، در صدد تبیین عملکرد زبان در شعر «آی آدمها» ست که واجد مختصاتِ متنی ادبی از نیما به عنوان آغازگر یکی از گستردهترین جریانهای شعر فارسی است. پس از تحلیل این شعر از رهگذر رویکرد مذکور درمییابیم علاوه بر اینکه فردیت نیما در نظریه پردازیهای زبانی او متبلور است، او به کاربستِ زبانی ویژهی خویش دست یافت و با به کارگیری انواع شگردهای زبانی مانند نحو، ترکیبات و واژگان خاص و تکنیکهای بلاغی، در جهت احیای نشانههای زبانی موجود و خلق نشانههای بدیع توفیق یافت و درنتیجه به ایجاد ظرفیتهای زبانی و معناییِ تازهتر و متکثرتر نایل شد؛ ظرفیتهایی که میتواند نیما شدن نیما را به عنوان پیشرو جریان معاصر شعر فارسی تا حدودی تبیین کند و اینهمه در فضای گفتمانیِ جدیدی رقم خورد که تابعی است از یک نظام اندیشگانی جدید و گسترده.