از نقد اسطوره ای تا میتوپوئتیک : تقابل دو نگرش تاریخی و ساختن گرا در رویکردهای اسطوره پژوهی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز، ایران
2 استاد ادبیات فرانسه و تطبیقی دانشگاه تبریز
3 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تبریز
doi
10.22080/rjls.2025.27851.1506چکیده
اسطوره پژوهی درحوزه ادبیات تطبیقی با رویکرد نقد اسطوره ای پیر برونل و نگرشی تاریخی به اسطوره آغاز و به مرور و تحت تاثیر جریان ساختن گرایی، رویکردهای دیگری همچون میتوپوئتیک بکاربرده شدند. از نقد اسطوره ای تا میتوپوئتیک، نگاه به اسطوره ازدیدگاه تاریخی به ساختن گرا تغییر یافته است. درنگرش تاریخی که میراث نظریه پردازان تاریخ ادیان چون الیاده است ، اسطوره تعریفی قومی مذهبی داشته و مقدم بر ادبیات است. اما دیدگاه ساختن گرا وجود اسطوره در بیرون از ادبیات را زیر سوال میبرد و ادبیات را خالق اسطوره میداند.جستار حاضر با بررسی تقابل دو نگرش تاریخی و ساختن گرا، نقش مولفه های بنیادین این دو دیدگاه فکری را در شکل گیری سه رویکرد نقد اسطوره ای، دریافت و میتوپوئتیک و روش های متفاوتی که در مطالعه اسطوره بکار میبرند، نشان می دهد.در بررسی هررویکرد پژوهش های روشمند در آن زمینه به عنوان نمونه معرفی و مولفه های دو دیدگاه تاریخی و ساختن گرا در شیوه مطالعه اسطوره بررسی شده اند . نتیجه این جستار نشان میدهد که در نظر نگرفتن دو نگرش تاریخی و ساختن گرا و عدم شناخت مولفه های بنیادین هریک میتواند زمینه را برای اشتباهات اساسی در آغاز مطالعات فراهم کند؛ از این رو دسته بندی رویکردها از منظر دو نگرش تاریخی و ساختن گرا و بررسی روش شناسی پژوهش در هر دسته در بهبود شیوه پژوهش در این رشته اهمیت قابل توجهی دارد.