بررسی «مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان» در عصر رضاشاه پهلوی در چارچوب انگاره‌های ذهنی شاعران (1304 – 1320 ش)

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند

2 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ِ بیرجند

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بیرجند

4 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ِ بیرجند

doi
10.22080/rjls.2025.28053.1513
چکیده

نخستین سیاست‌گذاری‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در حوزۀ زنان، در دورۀ رضاشاه، انجام گرفته است؛ امّا در این دوره نیز مانند اعصار پیشین، حضور زنان در بخش‌های مختلف جامعه از جمله مشارکت اجتماعی و سیاست، کم‌فروغ بوده است. این پژوهش، تلاشی است درجهت پی‌بردن به دلایل کمرنگ بودن حضور و مشارکت اجتماعی - سیاسی زنان در دورۀ رضاشاه.مقالۀ حاضر براساس چارچوب نظری انگاره‌های ذهنی، شعر شاعران آن عصر را برای کشف دلایل عدم مشارکت اجتماعی - سیاسی کاویده‌ است، زیرا بسیاری از مردان و زنان شاعر آن روزگار، به مباحث مختلف اجتماعی - سیاسی از جمله مشارکت زنان ورود کرده‌اند. پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است و تحلیل داده‌ها بر اساس روش تحلیل مضمون انجام گرفته است. بر این اساس، انگاره‌های ذهنی شخصی شاعران مرد (با دو مضمون «فعّال بودن زنان» و «منفعل بودن زنان») و انگاره‌های ذهنی خویشتن شاعران زن (از منظر دیگری و از منظر خود) بررسی و انگاره‌های متضاد و مشابه بین آنها شناسایی شدند. اکثر محقّقان، دیدگاه‌های سنتی مردسالارانه را دلیل عمدۀ عدم مشارکت سیاسی زنان بیان می‌کنند، اما نتایج نشان می‌دهد اکثر شاعران مرد، آرمان‌گرایانه به مشارکت زنان، توجّه داشته و همواره مشوّق زنان برای ادارۀ امور کشور بوده‌اند، در مقابل، شاعران زن، ضمن آنکه انواع قابلیّت‌ها و حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی را برای زنان قائل بوده‌اند، واقع‌گرایانه، جنس زن را از دید مردان، زیردست، ضعیف، اسیر، شوم و بی‌ارزش پنداشته و خطاب می‌کنند. به نظر می‌رسد دلیل کمرنگ بودن مشارکت اجتماعی - سیاسی زنان را در این عامل، می‌توان جستجو کرد.