خوانش سوررئالیستی شعر شمس لنگرودی با نگرهی اقلیمی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی- دانشکده انسانی- دانشگاه مازندران- بابلسر- ایران
2 عضو هیات علمی گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه مازندران
3 دانشکده ادبیات - دانشگاه مازندران
4 دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2024.27344.1483چکیده
سوررئالیسم، در آغاز قرن بیستم، تأثیری ژرف بر فضاهای هنری اروپا گذاشت و در مدت کوتاهی پهنههای جهان را درنوردید و همزمان با رشد جریان شعر نیمایی در مسیر رمانتیسیسم و سمبولیسم اجتماعی، جریان شعر سوررئالیستی نیز، زمینههای رشد و نمو خود را، در ایران، آغاز کرد و در گونههایی از شعر نو با نامهای گوناگون، کم و بیش به فعالیت خود ادامه داد و سرانجام در شعر دهه هفتاد و پس از آن، به یک جریان غالب تبدیل شد. از نخستین دفترهای شعر شمس لنگرودی، شعر سوررئالیستی در مرکز بینش شاعرانه او قرار گرفت و او با فاصلهگیری از اصول زیباییشناسی شعر کلاسیک و سمبولیسم، از ظرفیتهای نگارش خودکار، فضاهای سوررئالیستی، طنز و رویا برای خلاقیت هنری خویش سود جست. در این مقاله عناصر پربسامد سوررئالیستی در شعر شمس لنگرودی، با روش آماری و توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. با در نظرگرفتن هر شعر به عنوان یک واحد تحلیل، از میان مجموع 1115 شعر، و توزیع آن بر اساس مؤلفههای هشتگانه سوررئالیسم، بسامد مقولههای نگارش خودکار، فضای سوررئالیستی، رؤیا و طنز در شعرهای او از بقیه بالاتر است و با درنظرگرفتن عنصر نگره اقلیمی، آشکار میگردد که بیش از 50 درصد از شعرهای شمس لنگرودی، بر زمینه فضاهای اقلیمی شکل گرفته است و در حرکت به سوی فراواقعیت، فضای اقلیمی به مثابه واقعیت جایگزین عمل میکند زیرا راهی برای رهایی از تنگنای زندگی روزمره و سلطه جامعه سودانگار صنعتی و تناقضهای درونی انسانی است که ضمیر پنهان و ناهشیار آن را در پیش پای شعر میگذارد.