روز سیاه کارگر، سرآغاز رئالیسم سوسیالیستی در ادبیات داستانی ایران
نویسندگان
1 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22080/rjls.2025.27696.1499چکیده
احمدعلی خداداده در سال 1306 رمان سوسیالیستی «روز سیاه کارگر» را برمبنای اصول سوسیالیستی شوروی در کرمانشاه منتشر کرد. بهفاصلۀ نهچندان زیادی آثاری برمبنای ادبیات داستانی سوسیالیستی در ایران خلق شد. باتوجه به ساختار و محتوای این آثار-که بیتردید به تقلید از ادبیات سوسیالیستی و رئالیستی شوروی و فرانسه و بیانیههای کمونیستی و مارکسیستی همان روزها بود- میتوان مانیفستی نسبتاً روشن و ساختمند برای این رمانها درنظرگرفت که بنای همۀ آنها برپایۀ رمان «روز سیاه کارگر» است؛ اول اینکه پیرنگ در خدمت اهداف رئالیسم سوسیالیستی است. یعنی تقابل مالک و رعیت و مهاجرت برای یافتن کار، اساس پیرنگ رمان است. دوم محتوای سوسیالیستی است: فقر و بیعدالتی، تقابل علم با جهل و خرافه، تأکید بر حقوق کارگری از مهمترین موضوعات سوسیالیستی در این اثر بهشمار میرود. سوم تیپسازی در شخصیتپردازی است. شخصیت اصلی رمان نمونهای از جامعۀ بزرگتری است که درد او درد مشترک سایر اعضا نیز است و در آخر زمانومکان رئالیستی رمان که مطابق با تاریخ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خاص دوران نویسنده است و بهصورت هدفمند برای انتقاد از واقعیات تلخ زندگی طبقاتی و تقویت روحیۀ مبارزه و سازشناپذیری، ترسیم شده است. روش مطالعه در این پژوهش باتکیه بر منابع کتابخانهای، توصیفی و تحلیلی است. نتیجه اینکه خداداده همزمان دو هدف را نشانه گرفته است: یکی طبقة حاکم و سرمایهدار بابت ظلمی که به کارگر و رعیت روا میدارند، دیگری طبقۀ کارگر که خود بهواسطۀ جهل و خرافهپرستی و بیاطلاعی، قدمی برای بهبود زندگیش برنمیدارد و استبدادپذیریش را با باورهای نادرست و غیرعقلانی توجیه میکند.