درآمدی بر جنبههای عرفانی مکتب سمبولیسم
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 دانشآموختة زبان و ادبیات فارسی- ادبیات عرفانی از دانشگاه شیراز، ایران.
doi
10.22080/rjls.2025.27055.1472چکیده
اندیشههای عرفانی به دلایلی چون توجه به احساسات انسانی، شاعرانگی، خیالانگیزی، درونگرایی و رویکردهای خاص به جهان و طبیعت، اغلب جاذبه داشته، دارای ویژگی شمولیت و همگانی بودن هستند. از این رو، میتوان نمود این اندیشهها را در بسیاری از نهضتها و جنبشهای فکری و هنری، بسته به نسبتی که با این حیطه دارند، پیدا کرد. مکتب سمبولیسم فرانسوی، یکی از این مکتبهاست که بستر مناسبی برای تبیین و تبلور بنیانهای اندیشگی عرفان فراهم میسازد. پژوهش حاضر در صدد است این گونه اندیشهها را با مبنا قرار دادن آنچه در ادبیات عرفانی ایران، بهویژه شعر و اندیشه مولانا، متجلی و مکرر است، در اشعار و نظریات شاعران و نظریهپردازان مکتب سمبولیسم کاویده، جنبههای عرفانی آن را به شیوهای تحلیلی و تطبیقی به مخاطب بشناساند. این بررسی و شناسایی نشان میدهد که جریان داشتن اندیشههای عارفانه در آثار سمبولیستی اروپا، علاوه بر اثرپذیریشان از شیوۀ رمزپردازی و عرفان شرقی، میتواند برآمده از عوامل مختلفی همچون فطرت واحد، اشتراکهای نهان در ناخودآگاه جمعی انسانها و بروز و ظهور آن در حالات شاعرانگی و استغراق باشد، که به بروندادهای همسان با تعابیر متفاوت انجامیده و مسیری روشن در جهت مطالعات تطبیقی، گفتمان فرهنگی و نهایتا وحدت و صلح جهانی پیش رو میگشاید.