بررسی تاثیر هزار و یکشب بر عناصر پسامدرن در بازرگان و دروازهی کیمیاگر
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
2 گروه زبان وادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
3 گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22080/rjls.2024.27373.1484چکیده
رمان کوتاه بازرگان و دروازهی کیمیاگر اثر تد چیانگ، با تلفیق بدیع داستانسرایی و مفاهیم ژرف فلسفی، خواننده را به سفری در هزارتوی زمان و هویت میبرد و نشان میدهد که چگونه داستانها میتوانند ابزاری قدرتمند برای درک جهان و جایگاه انسان در آن باشند. این اثر که آشکارا تحت تأثیر هزار و یکشب خلق شده، با بهرهگیری از تکنیکهای روایی نوآورانه و عناصر پسامدرن، داستانی گیرا و چالشبرانگیز را روایت میکند. شباهتهای ساختاری دو اثر، همچون روایتهای تو در تو و چارچوبهای داستانی پیچیده، نقشی کلیدی در برجسته کردن ماهیت ساختگی داستان و زیر سوال بردن ایدهی روایت واحد و مطلق ایفا میکنند. پارادوکسهای زمانی که در بازرگان و دروازهی کیمیاگر نقشی اساسی ایفا میکنند؛ مفاهیم علیت، خطی بودن زمان و ثبات هویت را به چالش میکشند و به ایجاد فضایی مبهم و غیرقابل پیشبینی در داستان کمک میکند. پارادوکسهایی که یادآور تناقضات و تضادهای موجود درهزار و یکشب است. از دیگر سو؛ هویت شخصیتها در هر دو اثر سیال و متغیر است و در نتیجه مفهوم هویت را به عنوان امری مطلق زیر سوال میبرد. در پژوهش حاضر هدف آن است که با بررسی تطبیقی مهمترین مولفههای پسامدرن در این دو اثر، به شیوهی توصیفی-تحلیلی، نشان دهیم که چگونه چیانگ در رمان کوتاه خود، با الهام از شیوهی روایت هزارویکشب درقالب پسامدرن، اثری بدیع میآفریند و خواننده را به تعمق در بازاندیشی در ماهیت سیال و پویای زمان وهویت شخصی وادار میکند.