خوانشِ واسازانه (دریدایی) و پسا استعماری اسپیواک از رمان امپریالیستیِ جین ایر
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران
2 دکتری تخصصی ادبیات فرانسه، دستیار آموزشی مطالعات فرانسه، دانشگاه وسترن انتاریو، کانادا
doi
10.22080/rjls.2024.27111.1474چکیده
در این مقاله به بررسی دیدگاههای نظریه پردازِ استعماری معروف، گایاتری چاکراورتی اسپیواک میپردازیم. او به بازپرداخت و بازنگری مفاهیم نظری و نظریه های غربی میپردازد که در دنیای پسا استعماری شکل گرفتهاند و در راستای هومی بابا و ادوارد سعید که در حوزهی نقد استعماری از صاحبنظران بنام به شمار میروند، با نگاهی وامدار از فلسفهی واسازی دریدا به انتقاد از تئوریهای سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی روز میپردازد. توجهی که او به دریدا مبذول میدارد، تنها از نقطه نظری فلسفی نیست، بلکه با هدف واکاوی تفکر غربی است که به دنبال توجیه استعمارگری اروپایی بوده است.میتوان گفت تمامی متونی که در مقابله با استعمار نوشته میشوند به گونهای نوعی ادبیات پایداری را در جوامع غربی رقم میزنند که بسیاری از نظریه پردازان پسا استعماری را به خود مشغول داشته است. در این مقاله سعی بر این است که ابتدا چارچوب نظری این متفکر پسااستعماری را بیان کرده و سپس با استفاده از نظریات او به خوانش واسازانه و تحلیل یکی از متون امپریالیستی مشهورِ قرن نوزده انگلستان به نام جین ایر اثر شارلوت برونته و نسخهی پسااستعماری آن، دریای پهناور سارگاسو اثر جین رایس بپردازیم.