برساخت زنانگی در بستر تحولات نسلی: مطالعۀ کیفی زنان متولد دهۀ ۱۳۶۰ در شهر یزد

نویسندگان

1 دانشگاه یزد

2 دانشگاه یزد

3 دانشگاه شیراز

4 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jwdp.2026.412896.1008620
چکیده

این پژوهش با هدف تبیین فرایند برساخت زنانگی در بستر تحولات نسلی براساس تجربۀ زنان متولد دهۀ ۱۳۶۰ در شهر یزد انجام شده است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریۀ زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۳ نفر از زنان دهۀ شصت ساکن شهر یزد گردآوری شد و نمونه‌گیری هدفمند و نظری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. نتایج نشان داد زیست‌جهان این زنان در آغاز در قالب «زیست کانالیزه» و هم‌ر‌استایی میان نظام معنایی و زیست اجتماعی شکل گرفت؛ وضعیتی که در آن فرهنگ، خانواده، مدرسه و رسانه، روایت نسبتاً واحدی از زنانگی را بازتولید می‌کردند. با گسترش تحصیلات عالی، تحولات رسانه‌ای و افزایش حضور اجتماعی زنان، شکاف‌هایی در این هم‌راستایی پدیدار شده و به واگرایی میان فهم زنان از زنانگی خود و الگوهای زیست تثبیت‌شدۀ زنانگی انجامیده است که در ادامه، تعامل نظام معنایی و تجربه، به شکل‌گیری فرایند بازاندیشی هویتی منجر شده است. براساس یافته‌ها، مسیر زیست‌جهان زنان دهۀ شصت را می‌توان در چهار مرحلۀ «هم‌راستایی کامل»، «ترک‌خوردگی»، «واگرایی معنادار» و «بازاندیشی دوسویه» صورت‌بندی کرد. برآیند این امر در قالب الگویی مفهومی با عنوان «زنانگی سینوسی» ارائه می‌شود که بیانگر نوسان زنان این نسل میان انتظارات سنتی، الزامات اجتماعی و تمایلات فردی است. این الگو نشان می‌دهد تجربۀ زنانگی در طیفی میان تثبیت هویت ترکیبی سنتی-مدرن و بروز سردرگمی هویتی در نوسان است.