بررسی تأثیر تفکر استراتژیک بر اثربخشی تصمیمگیری در سازمانهای دولتی با نقش تعدیلگر سیستمهای عملکرد بالا (مورد مطالعه: سازمان اداری و استخدامی کشور)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد، جامعهشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
چکیده
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر تفکر استراتژیک بر اثربخشی تصمیمگیری در سازمانهای دولتی با درنظرگرفتن نقش تعدیلگر سیستمهای عملکرد بالا صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی – پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش شامل 200 نفر از کارشناسان و مدیران سازمان اداری و استخدامی کشور بود، که به روش طبقهای تصادفی نسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، سه پرسشنامة استاندارد لیدکا (1998) برای متغیر تفکر استراتژیک، سان و همکاران (2007) برای متغیر سیستمهای عملکرد بالا، و اثربخشی تصمیمگیری دین و شارفمن (1996) بود، که پایایی این پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 845/0، 882/0 و 891/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها روش مدلسازی معادلات ساختاری توسط نرمافزار لیزرل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد تفکر استراتژیک بر اثربخشی تصمیمگیری تأثیر معناداری دارد (54/0=β). همچنین، در ادامه نقش تعدیلگر سیستمهای عملکرد بالا در این رابطه تأیید شد. براساس یافتههای این تحقیق، وقتی که مهارت تفکر استراتژیک در سازمان جریان داشته باشد، اثربخشی تصمیمهای اتخاذشده ارتقا مییابد، همچنین، با وجود سیستم های کاری با عملکرد بالا، این تأثیر تقویت خواهد شد. بنابراین، سازمانهای دولتی به منظور افزایش اثربخشی تصمیمها باید در کنار تقویت مهارتهای تفکر استراتژیک، به استقرار سیستم های کاری با عملکرد بالا در سازمان توجه بیشتری داشته باشند.