انتر بی لوطی صادق چوبک: تحلیل کارکرد فضا سازی روایی در داستان انتری که لوطی اش مرده بود

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه مازندران

doi
10.22080/rjls.2024.27447.1488
چکیده

پژوهش حاضر در صدد توضیح اساس فلسفه اگزیستانسیالیستی تنیده شده در ساختار داستانی انتری که لوطی اش مرده بود صادق چوبک از منظر نظریه تلفیق فضاهای داستانی باربارا دنسیجییر است. این نظریه که برپایه‌ی تلفیق بسته‌های مفهومی فوکونیه و ترنر استوار است برای مطالعه و تحلیل نحوه‌ی تلفیق فضاهای روایی در جهت آشکار ساختن سبک و استراتژی نوشتار چوبک ضروری می‌نماید. در داستان چوبک، تلفیق فضاهای داستان باعث شده ‌است اضطراب اگزیستانسیال همراه با حس استیصال انتر برای خواننده قابل لمس شود. به طور کلی می‌توان گفت در داستان چوبک، استفاده از حوزه‌های مفهومی در ساخت فضاهای تلفیقی و انتقال معانی خاص به مخاطبان به صورت هدفمند صورت گرفته است تا استیصال مخمل و پیچیدگی دوگانه ارباب و برده، و چگونگی هدایت خواننده به سمت خوانش اگزیستانسیالیستی و بی-چارگی مخمل بدون لوطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. چوبک با بهره بردن از تلفیق این فضاهای جانبی با فضای اصلی روایت پیچیدگی رابطه‌ی ارباب و برده را توضیح داده و نقد می‌کند و با برجسته ساختن آسیب‌پذیری مخمل بدون لوطی مفهوم و ارزش آزادی بدون عاملیت را زیر سوال می‌برد. بدین ترتیب اضطراب موجود در متنِ روایت، اضطراب اگزیستانسیالیستی حاصل از تصمیم نیست بلکه اضطراب حاصل از بی‌تصمیمی و سرگردانی ‌است.