شناسایی عوامل غایتآفرین در تجربۀ زیستۀ تحصیلی مردان نخبۀ ایرانی: یک مطالعۀ کیفی
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه روشها و برنامهریزی آموزشی و درسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/japr.2024.257587.644813چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی عواملی بود که در مدرسه و دانشگاه به غایتمندی مردان نخبه انجامیده است. در این مطالعه رویکرد کیفی، جهانبینی سازاگرایانه و طرح پژوهش نظریۀ دادهبنیاد با هدف مرتبسازی مفهومی بهکار گرفته شد. جامعۀ مورد مطالعه تمامی نخبگان مرد ایرانی عمدتاً ساکن تهران در بازۀ سنی 25 تا 45 بود. مشارکتکنندگان ۱۶ نفر بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها طی سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ از مصاحبۀ نیمهساختاریافتۀ حضوری و آنلاین استفاده شد و کدگذاری براساس راهبرد شارماز طی دو مرحلۀ کدگذاری اولیه و متمرکز با استفاده از نرمافزار مکسکیودیای 2018 صورت گرفت. بهصورت کلی سه مضمون اصلی شامل روابط مؤثر، تجربۀ عاملیت و تجربۀ تنوع به همراه مقولهها و زیرمقولههای خاص خود بهدست آمد. روابط مؤثر به افراد و پویاییهایی اشاره دارد که در محیط فرد غایتمند حضور و جریان داشتهاند، مانند معلمان و استادان مدرسه و دانشگاه. تجربۀ عاملیت به خودکارآمدی و احساس مفیدبودن اشاره دارد؛ مانند مسئولیتسپاری در مدرسه و دانشگاه و تجربۀ تنوع به آشنایی با زمینههای مختلف علمی و عملی اشاره دارد. با توجه به نتایج، بهمنظور ایجاد بافتی مستعد غایتمندی باید مدرسه و دانشگاه بستر تجارب متنوع علمی، عملی و ارتباطی را فراهم کنند و مخاطبان خود را در هریک از این حیطهها به کنش و حل مسئله وادارند. این امر سبب میشود دانشآموزان و دانشجویان با آزادی بیشتری درک خود از خود و محیط اطرافشان را بالا برند، اهداف معنادار شکل دهند و به پیگیری آن اقدام کنند.