عقلانیسازی موقعیتمند مصرف آرایشی در بستر محدودیتهای مالی: یک نظریۀ دادهبنیاد از تجربۀ زنان جوان ایرانی
نویسندگان
1
2
doi
10.22059/jwdp.2026.410614.1008601چکیده
این پژوهش کیفی با رویکرد نظریۀ دادهبنیاد بر پایۀ الگوی اشتراوس و کوربین با هدف ارائۀ مدلی نظری برای تبیین راهبردهای زنان جوان ایرانی (۱۸ تا ۴۰ سال) در مدیریت و عقلانیسازی هزینههای آرایشی انجام گرفت. دادهها از طریق ۳۲ مصاحبۀ نیمهساختاریافته گردآوری شد و نمونهگیری نظری تا رسیدن به اشباع ادامه یافت. تحلیل دادهها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت و اعتبارپذیری از طریق بازبینی مشارکتکنندگان و ممیزی همکار تأمین شد. یافتهها نشان داد مصرف آرایشی رفتاری پویا و موقعیتمند است که در آن، فشارهای نمادین زیبایی با محدودیتهای مالی در تعامل قرار میگیرد. نوآوری پژوهش تبیین مصرف آرایشی بهمثابۀ «چانهزنی میان زیبایی و بودجه» و ارائۀ چارچوبی بومی برای عقلانیسازی آن است. مفهوم محوری «عقلانیسازی موقعیتمند مصرف آرایشی» این فرایند را مهارتی راهبردی میداند که کارکردهای روانشناختی، مانند تنظیم هیجان و تقویت خودباوری را با ملاحظات اقتصادی مانند اولویتبندی و مدیریت هزینهها تلفیق میکند. در این چارچوب، میل به مصرف در تعامل با شرایط زمینهای و مداخلهگر شکل میگیرد و تعدیل میشود. راهبردهایی مانند بودجهبندی آگاهانه، اولویت کارکرد، کاهش شدت مصرف و اصلاح پس از تجربه، تعادلی میان رضایت ظاهری و پایداری مالی ایجاد و چرخۀ مصرف را بازتنظیم میکند. این مدل، مصرف آرایشی را کنشی چندلایه میداند که عقلانیت روزمره، هیجان، فشارهای نمادین و محدودیتهای مالی را درهم میآمیزد و میتواند مبنایی برای سیاستگذاری فرهنگی، آموزش سواد مالی و طراحی محصولات متناسب با واقعیتهای اقتصادی مصرفکنندگان فراهم آورد.