نماد «شب» در شعر مهدی اخوان ثالث بر مبنای نقد تخیل و نقد مضمون

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران

doi
10.22080/rjls.2024.26183.1439
چکیده

شب در افکار عامه، واژه ای عادی به‌نظر می‌رسد اما بی شک چشم تیزبین شاعر حماسه‌های شکست ، نگاهی گذرا بدین واژه نخواهد ‌انداخت؛ نگاه مهدی‌اخوان‌ثالث به پیرامون خویش، درآمیخته با سیاهی «شب‌های مرگ‌اندود» است. خوانش اشعار حماسی‌گونه و رویارویی با واژه‌های رازآلودش، ما را به کشف اسرار نهفته در ورای شعرش رهنمون‌می‌سازد. در دفاتر نقاشی‌های شاعرانه-اش، تصاویری جان‌می‌گیرد که حقیقت قلب وطن‌پرستی غصّه‌دار را روایت‌ می‌کند. در دنیای خیال-انگیزی که برای خود ساخته‌است، مدام «بهشتِ گمشده‌ی آریایی» و «شهرِ نقره‌ی مهتاب» را می جوید. با «مشت‌هایِ آسمان‌کوبِ قوی» در «پایتختِ این دژ‌آیین قرنِ پرآشوب»، همچنان در-جستجوی «مزارآبادِ شهرِ بی‌تپش» می‌گردد. زیر نگاه نگرانش، شب در «آن جنگلِ هول همچنان برجا»ست. اما آیا سرانجام درخواهد‌یافت «شب که می‌آید چراغی هست»؟ ازآنجا که «اخوان زبان زمانه است»، پس رهسپار هزارتوی شعر غمگین و نومیدانه‌ی او می‌گردیم تا با گذر از پیچ‌و‌خم‌ها و تاریکی‌ها به آن‌ سوی شعرش برسیم؛ حقیقت تفکرات مردی را ببینیم که « مرثیه‌گوی وطن مرده خویش» نام‌گرفته‌است. این پژوهش در جستجوی دست ‌یافتن به «آفاق و اسرار عزیز شب»، در اشعار اخوان‌ثالث است در‌حالی که به رویکرد نقد مضمون گاستون باشلار متمایل‌می ‌باشد که سعی در ترکیب علم و خیال داشت. نقد تخیل، دریچه‌ای است برای ورود به دشت وسیع نقد مضمون که از خلال نوشته‌های شاعر درتکاپوی رسیدن به عمق ضمیر آفریننده‌اش بود. از میان مضامین بی‌شمار دنیای نمادین اخوان، شب از خلال اشعار «در این همسایه 1» و «شب که شد» برگزیده ‌شده‌ است

کلیدواژه‌ها