تحلیل تطبیقی پست مدرنیسم در داستان قصر کافکا و ملکان عذاب خسروی
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده حضرت نرجس(س)، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان. رفسنجان.ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
doi
10.22080/rjls.2024.25892.1419چکیده
پستمدرنیسم جریانی است که در قرن بیستم با شکستن قوانین هنری سنّتی راه جدیدی را به سوی مطالعات ادبی گشود. فرانتس کافکا پرخوانندهترین نویسندة آلمانی قرن بیستم است و ابوتراب خسروی نیز از نویسندگان معاصر ایرانی است که جایگاه ویژهای در عرصة داستان معاصر و سبک پستمدرنیسم دارد. هدف این پژوهش خوانش تطبیقی مفهوم پست مدرنیسم در رمانهای برتر کافکا و ابوتراب خسروی است تا ضمن بررسی ویژگیهای ادبیات پستمدرن در این آثار و مقایسة آنها با یکدیگر به این سؤالات پاسخ دهیم: کدام مؤلّفههای پست مدرنیسم در این آثار نمایان شدهاست و چه تفاوتها و شباهتهایی بین اثر ایرانی نوشته شده در این سبک با رمان قصر کافکا وجود دارد؟این مقاله با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی صورت گرفتهاست و بر اساس نتایج پژوهش، کافکا در اثر خود ویژگیهای پست مدرنیسم را بیشتر از خسروی نمایان ساخته است و ساختار روایت در روایت این دو داستان اگرچه ظاهر داستان را به هم شبیه ساختهاست، ولی سبک خسروی برگرفته از شیوة داستان در داستان است و به دلیل نوع تفکّرات نویسندة ایرانی، سایر ویژگی-های پستمدرنیسم نیز در این رمان متفاوت از داستان قصر بهکارگرفتهشدهاست.