رابطۀ بین فرهنگ سازمانی، وضوح خود-پنداره و گروههای بومی با هویت سازمانی با استفاده از تکنیک مدلسازمدلسازی معادلۀ ساختاری
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مطالعات تربیتی، موسسه تحقیقات تربیتی، روان شناختی و اجتماعی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2024.340480.644212چکیده
در پژوهش حاضر به بررسی رابطۀ فرهنگ سازمانی، وضوح خودپنداره و گروههای بومی با هویت سازمانی کارکنان مجتمع مس سرچشمۀ رفسنجان پرداخته شد. مطالعۀ حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ کارکنان رسمی مجتمع مس سرچشمه بود که در سال 1399 در آن مجتمع مشغول بهکار بودند. از بین 5191 نفر پرسنل، 420 نفر به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفادۀ این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامۀ هویت سازمانی چنی (COIQ)، پرسشنامۀ وضوح خودپندارۀ کمبل (CSS) و ابزار ارزیابی فرهنگ سازمانی کامرون-کویین (OCAI). تحلیل دادههای پژوهش به روش تحلیل مسیر و با بهرهگیری از نرمافزار Amos-22 صورت گرفت. نتایج نشان داد علاوه بر رابطۀ مستقیم بین وضوح خودپنداره و هویت سازمانی، وضوح خودپنداره بهعنوان متغیر واسط بین فرهنگ سازمانی و هویت سازمانی نقشآفرینی میکند. همچنین براساس نتایج، بین گروههای بومی و هویت سازمانی نیز رابطه وجود دارد. گروههای بومی علاوه بر هویت سازمانی با فرهنگ سازمانی نیز در ارتباط هستند. براساس نتایج تحقیق میتوان رابطۀ بین هویت سازمانی با فرهنگ سازمانی، وضوح خودپنداره و گروههای بومی را تأیید کرد.