تجلیّات اسطوره زدایی و اسطوره سازی در شعر شفیعی کدکنی با تأکید بر مؤلفه های مکتب رمانتیسم اجتماعی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانشجوی دکترا دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22080/rjls.2023.24845.1373چکیده
اسطوره به گونه ای نو و متناسب با شرایط زمان و مکان باززایی می شود؛ زیرا اسطوره در هر زمان، شکل و کاربرد ویژه ای دارد و در جریان زمان و در مرزهای جغرافیایی و در میان مردمان گوناگون ممکن است دستخوش دگرگونی هایی شود و نقش تازه ای بپذیرد. بهره گیری شاعران و نویسندگان معاصر از اسطوره – همچون همۀ شاعران و نویسندگان رمانتیست – بیشتر به وسیلۀ اسطوره سازی و خلق اسطوره های مدرن، گاه همراه با تخریب یا اسطوره زدایی بوده است. از میان شاعران معاصراسطوره گرا، می توان به محمّدرضا شفیعی کدکنی اشاره کرد. وجود نگرش رمانتیک در شعر وی و غلبۀ برخی مؤلفه های آن بر سروده هایش، نگاه او به اسطوره ها را – به عنوان بخشی از سنّت های فرهنگی بشری – کاملا دگرگون کرده است. شفیعی کدکنی نیز بدون شک شاعری سمبولیست است و رمزگرایی او سمت و سویی کاملا اجتماعی و سیاسی دارد. در ساخت ها و پرداخت های اشعار رمزی او گرایش به سوی بینش های اساطیری کاملا مشهود است.هدف از این پژوهش، تحلیل و تبیین تجلیّات اسطوره سازی و اسطوره زدایی، بر محور اصول رمانتیک در شعر شفیعی کدکنی به روش توصیفی – تحلیلی است. طبق نتایج بدست آمده در شعر شفیعی کدکنی، اسطوره زدایی (تخریب و تغییر معنای اسطوره، تقدّس زدایی اسطوره، جنبه طنزآمیز اسطوره) و اسطوره سازی (شخصیّت های تاریخی و عرفانی، شخصیّت های ملّی، در آمیختن روایت های اسطوره، طبیعت، پرندگان و حیوانات) از گونه های اصلی بازتاب رمانتیک اسطوره در شعر شفیعی کدکنی است.