رخداد فهم و مؤلفه های آن در رساله قشیریه با تکیه بر رویکرد گادامر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران
doi
10.22080/rjls.2024.25501.1400چکیده
رسالة قشیریه، رسالهای تعلیمی و آموزشی از استاد ابوالقاسم عبدالکریمبن هوازن قشیری و از عمده-ترین مراجع عرفان و تصوف در قرن پنجم هجری است. گفتهپردازی مقتدر دارد، اما این اقتدار با استبداد مؤلفانه فرق دارد و از هر نوع تصلّب اندیشه، گریزان است و در پی انقلابی برای تصحیح و بازیابی عقاید است.رسالة قشیریه با هدف هدایتگری (مریدان قرن 5 و البته عموم مردم) به شناخت مجدد مسیر شریعت و طریقت و تبرئة اهل تصوّف از اتهامات، در پنجاه و پنج باب به تعلیم پرداخته است. در این پژوهش برآنیم تا مؤلفههای رخداد فهم در رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر را بر این متن عرضه داریم. گادامر، فهم را واقعه میداند که وابسته به مؤلفههای پیشداوری، زبان، گفتگو و تاریخمندی است. خوانشگر با منطق مکالمه و امر تأویل به پرسشگری از متن میپردازد تا؛ به امتزاج افقها (بین مفسّر و متن) نائل آید. در نظر او، پیشداوری به مثابة افق درونی و تاریخمندی انسان به مثابه افق بیرونی است؛ طبق این مؤلّفهها، متن رساله دارای افق درونی و بیرونی است که این مسیر با قالبهای پیشنهادی گادامر به خوبی به امتزاج میرسد. بین متن رساله قشیریه با اصول گادامر، و متن رساله با مفسر، مکالمه قوی برقرار میشود و افقهای معنایی، فاصلههای زمانی و مکانی آنها را درهم میشکنند.خوانشگر رساله، با فهم انسانشناسی، هستیشناسی، ایمان به فراافق (خدا) و فراخوانشها (انبیا و اولیا) به تفسیر افقها میپردازد. شگردهای متن با نسبیّت باوری، تکثر معنا و ارتباط دوسویه متن و مفسّر نشانگر تغییر و ایجاد فهم نو و سیّال است.