مروری بر معیارهای شناسایی و مبانی مسئولیت مدیر سایه در حقوق انگلستان، کانادا و استرالیا و امکان سنجی آن در حقوق ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
3 دانشیار گروه حقوق، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22080/lps.2025.27975.1678چکیده
به طور سنتی در حقوق شرکتها با مدیران واقعی مواجه هستیم که به اعتبار نمایندگی شرکت، مدیریت شرکت را بر عهده داشته و به تبع، مسئولیت و تکالیفی بر عهده دارند که به اختصار تکالیف مبتنی بر امانت شناخته میشوند. با توسعه شرکتها در حوزه بین المللی امروزه اشخاصی ورای مدیران واقعی ظهور کردهاند که عموماً با اعمال نفوذ بر مدیران واقعی و با هدف اجتناب از مسئولیت، به کنترل عملی شرکت میپردازند بی آنکه مدیر قانونی شرکت باشند. ظهور این طیف از مدیران که به مدیران سایه موسوم هستند و تبعات منفی ناشی از مداخله این طیف، در نهایت بسیاری از کشورها را به شناسایی این اشخاص و تحمیل مسئولیت سوق داد؛ حتی در برخی از قوانین صراحتاً مدیران سایه را به مثابه مدیر واقعی قلمداد کرده و آثار مرتبط با آن را بر چنین مدیرانی پیشبینی کردهاند (قانون شرکت های انگلستان اصلاحی 2015). این پژوهش در نظر دارد با روش توصیفی و تحلیلی و با نگاه تطبیقی ضمن معرفی ارکان لازم در شناسایی مدیران سایه، مبانی مسئولیت این اشخاص را به محک ارزیابی بگذارد. به اجمال میتوان گفت دو معیار «تعهد» و «اقتدار و اختیار» مبانی حقوقی تحمیل تکالیف مبتنی بر امانت بر مدیران سایه هستند؛ و این تاسیس حقوقی با نهاد نمایندگی ظاهری در حقوق ایران قرابت دارد که در آن ضمن تکلیف مدیران سایه به رعایت امانت، شرکت نیز ممکن است در صورت ایجاد ظاهر و بستر برای فعالیت مدیر سایه و سکوت در قبال اقدامات وی، در برابر اشخاص ثالث مسئول شناخته شود.