جهان(های) ممکن در زبان سعدی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران-پردیس بینالمللی کیش
doi
10.22080/rjls.2024.27238.1477چکیده
ما در این جهان از چیزهایی میگوییم که هستند یا بودهاند مانند کهکشان، اقیانوس، کریمخان و با خود میگوییم چیزهایی که میشناسیم لیکن در اطرافمان نیستند یا نبودهاند چه میشود. مانند رستم، سوپرمن، کوه قاف و نیز باورهایی که روزگاری درست(صادق) پنداشته میشده مانند خشم خدایان و گردش زمین به گرد خورشید و امروز نادرست(کاذب) است. از جهان مُثُل افلاطون تا کنون که بیست و شش سده میگذرد انسان اندیشمند همواره درگیر جهان(های)ممکن بوده و هست. شکل امروزی جهان ممکن بسته به آرای لایپ نیتس فیلسوف آلمانی و سول کریپکی فیلسوف آمریکایی است که می-گویند میتوان از راه جهان واقع پیرامونی، جهان ممکنی پدید آورد که درونمایهاش گریز از جهان واقع باشد. آنچه در قرن هفدهام با رویکردی جدید از سوی لایب نیتس مطرح شد و مورد توجه فلاسفه پس از او چون سول کریپکی و دیگران قرارگرفته است اندک اندک به صورت نظریهای بینارشتهای در علوم مختلف در آمد. این مقاله بر مبنای آرای فلسفی و زبانی یادشده میکوشد با تحلیل متن و کاوش جهان واقع اندیشهی سعدی در بوستان و گلستان به جهان(های) ممکن نهفته در فرا متن راه جوید. جهان(های) ممکنی که به باور رساندن و هدایت جامعه به آن هدف و آرمان خردگرایان و اندیشهورزان و حکیمان در مسیر تاریخ بوده و هست. این پژوهش حاصل تحقیق بر جهان ممکن در زبان سعدی در دو اثر او گلستان و بوستان است که با روش توصیفی تحلیلی و مطالعهی کتابخانهای در این فرآیند پیکربندی شده است.