نقش واسطهای تنظیم هیجان و بیثباتی هیجانی/منفیگرایی کودکان در رابطۀ بین راهبردهای مقابلهای والدین با هیجانات منفی کودکان و مشکلات رفتاری آنان
نویسندگان
1 دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دانشجوی دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2024.341423.644232چکیده
هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ نقش واسطهای تنظیم هیجان و بیثباتی هیجانی کودکان در رابطۀ بین مقابلۀ والدین با هیجانات منفی کودکان و مشکلات رفتاری برونیسازی کودکان بود. روش پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش جمعآوری دادهها همبستگی است که در سال 1399 اجرا شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل همۀ کودکان دختر و پسر 7 تا 12 سالۀ شهر کرج بود. از بین جامعۀ آماری 360 کودک دختر و پسر از منطقۀ 3 آموزش و پرورش کرج بهصورت تصادفی مرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان شامل 341 کودک (233 دختر و 138 پسر) با میانگین سنی 7 تا 12 بودند. مادران این کودکان به پرسشنامۀ تواناییها و مشکلات (SDQ)، سیاهۀ تنظیم هیجان (ERQ) و مقیاس راهبردهای مقابله با هیجانات منفی کودکان (CCNES) پاسخ دادند. دادهها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه و با نسخۀ 26 نرمافزار SPSS و افزونۀ PROCESS تحلیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد بین راهبردهای حمایتی و غیرحمایتی والدین در واکنش به هیجانات کودکان، تنظیم هیجان، بیثباتی هیجانی و مشکلات رفتاری برونیسازیشدۀ آنان رابطۀ معنادار وجود دارد. همچنین براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، تنظیم هیجان کودکان واسطۀ بین راهبردهای حمایتی والدین و مشکلات رفتاری برونیسازی کودکان است. بهعلاوه بیثباتی هیجانی کودکان واسطۀ بین راهبردهای حمایتی و غیرحمایتی در واکنش به هیجانات کودکان و مشکلات رفتاری برونیسازی کودکان است؛ بنابراین مهارتهای تنظیم هیجانی و بیثباتی هیجانی کودکان میتواند واسطۀ بین راهبردهای والدین در واکنش به هیجانات کودکان و مشکلات رفتاری برونیسازی کودکان باشد. پیشنهاد میشود در مفهومپردازی مشکلات رفتاری کودکان، هم به متغیرهای فردی و هم محیطی توجه شود.