بررسی رابطه خودپنداره و مصرف معطوف به آرایش بدن
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز .گروه علوم اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی توسعه گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/jeds.2022.39832.1410چکیده
هدف پژوهش: با پدید آمدن رویکردهای پستمدرنیستی، بدن به مقولهای ارزشمند و پویا بدل شده است که مدیریت آن به سوی طرح ایدهآل به ویژه از طریق مصرف کالاها و خدمات آرایشی، وظیفه و مسئولیت هر زنی در نظر گرفته میشود و خودپندارهی افراد بیش از پیش با زیبایی بدن آنها پیوند مییابد. در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ابعاد گوناگون خودپنداره با مصرف معطوف به آرایش بدن میباشد. روش پژوهش: این بررسی مقطعی در بین دانشجویان دختر در سال 97 ـ 98 به روش پیمایشی صورت گرفته است. جمعآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و با روش نمونهگیری طبقهای انجام یافته و حجم نمونه 384 نفر میباشد. یافتهها:. در نتیجه آرایش، افزایش عزتنفس در دانشجویان دیده میشود. 3/95 درصد از دانشجویان همیشه یا گاهی آرایش میکنند. میزان ارزش بدن در دید دانشجویان، میانگین بالایی برابر با 75/74 درصد و میزان ضرورت رسیدگیهای زیباشناختی به بدن زن در دید دانشجویان میانگین 8/74 درصد را نشان میدهد. میزان ارزش بدن رابطه همبستگی مثبت معنیداری را با میزان تمایل به مصرف آرایشی نشان میدهد و بین میزان عزتنفس متأثر از آرایش و «میزان مصرف آرایشی» و «میزان تمایل به مصرف آرایشی» همبستگی مثبت معنیداری وجود دارد. بین سن دانشجویان و «میزان مصرف آرایشی» و «میزان تمایل به مصرف آرایشی» در آنها همبستگی معکوس معنیداری مشاهده میشود و میزان مصرف معطوف به آرایش بدن دانشجویان بر اساس سطح سواد مادر، سطح رفاه خانواده و مقطح تحصیلی آنها متفاوت میباشد. نتیجهگیری: انشای هویت و خودپنداره بیش از هر چیز (بهویژه در زنان)متکی بر تصور بدن ایدهآل و حرکت به سوی آن از طریق مصارف و برنامههای در بسیاری از موارد افراطی، غیرضروری و حتی آسیبزننده است. بهترین راه حل مواجهه با این مشکل ایجاد خود آگاهی در زنان و دختران ایرانی و ایجاد آگاهی نسبت به این امر است که تغییر گفتمانهای مربوط به ارزش بدن و رسیدگی به زیبایی ظاهری آن در دنیای کنونی، امری تصادفی نبوده، بلکه تابع مناسبات پیچیدهی قدرت، سود، بازار در نظام سرمایهداری میباشد.