مفهوم مرگ در تفکر پسامدرن با توجه به ادبیات پسا‌مدرنیستی

نویسندگان

1 دانشیار زبان وادبیات فارسی

2 دانشجوی دکترای ادبیات عرفانی

doi
10.22080/rjls.2023.25649.1403
چکیده

«مرگ» در فلسفه‌ی غرب مفهومی بنیادین است. در پیش‌درآمد این مقاله بعد از به دست دادن تعاریفی دایره‌المعارفی که گونه‌گون است، به طور اجمالی آرای متفکرانی نظیر فریدریش نیچه، سورن کی‌یر کگور، مارتین هایدگر، نوربرت الیاس و دیگران مطرح می‌شود و به واسطه‌ی اندیشه‌هایی پیشامدرنیستی و مدرنیستی به دریچه‌‌ای پسامدرنیستی ورود می‌کنیم؛ جایی که بعد از مطرح کردن افکار نظریه‌پردازانِ پسامدرن، مبحث اصلی مقاله آغاز می‌شود.برای محدود کردن گستره‌ی بحث پسامدرن در این جستار، آثار ادبی (رمان) پسامدرنیستی مورد توجه قرار گرفته‌اند. مع الوصف، با توجه و اشاره به بوطیقای رمان پسامدرنیستی از طریق آرای متفکران این جریان، دو اثر مهم این نحله که مفهوم مرگ در آن آثار، پراهمیت و محوری است، یعنی «در قند هندوانه» اثر ریچارد براتیگان و «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» اثر کورت ونه‌گات که با فاصله‌ی یک سال در آمریکا منتشر شدند، مورد واکاوی قرار گرفتند؛ آثاری که مرگ در آن‌ها به شکلی دیگر‌گون نسبت به آثار ادبی قبل از خود، موضوعِ متنِ ادبی شدند. همچنین در بخش داستان ایرانی نیز به داستان کوتاهی از یعقوب یادعلی با عنوان «همهمه» پرداخته شده است.رمان اول، «در قند هندوانه» (1968) شاهکار ریچارد براتیگان است؛ رمانی‌ غریب و به غایت نامأنوس که سراسر در دنیای مرگ می‌گذرد و موضوع «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» (1969) بمباران شهر درسدن آلمان در پایان جنگ جهانی دوم و کشتار هزاران نفر است. اما داستان «همهمه» اثر یعقوب یادعلی، داستانی‌ست مینی‌مالیستی در باب مرگِ یک عزیز که در آن عنصر سادگی به طرز موکدی برجسته شده است.