نقد ذوقی، مفهوم و تحول آن در نقد و نظریه ادبی در ایران
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان/ ایران/ رشت
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22080/rjls.2023.25104.1396چکیده
بسیاری از مفاهیم فلسفی و زیباییشناختی، بهرغم سادگی اولیهشان، در مسیر تکامل خود در قالب عبارات نامصرح با چهرههای نقابدار در حوزه نقد و نظریهادبی مطرح میگردند. یکی از این مفاهیم ذوق و نقد ذوقی است؛ که بویژه بعد از رواج نقد دانشگاهی و بیتوجهی به شیوههای نقادی پیشین، از جمله نقد ذوقی، به اتهام بیکفایتی در ارزیابی علمی و روشمند، به دیده حقارت به آن نگریستند، با برچسبها و سرکوبهای فراوان روبه رو شد و از شیوه نقدهای قابل اتکا کنارگذاشته شد. برای نقد این رویکرد (نگاه منفی و تحقیرآمیز به ذوق و نقد ذوقی)، در این مقاله کوشیدهایم به روش تحلیلی و انتقادی، ابتدا به تفاوتهای نقد ذوقی و نقد علمی، چنانکه در فضای عمومی نقد رایج است بپردازیم و سپس با نقد آراء پیروان و منتقدان هر دو گروه، نشان دهیم که نقد ذوقی، برخلاف قول رایح، یکسره شخصی، ذهنی و عاری از معیار نیست و ازطرفی نقد موسوم به نقد علمی و عینی، برخلاف ادعایش، تماما خالی ازجهتگیریهای ایدئولوژیک، تعصبآمیز و شهودی نیست. نشان داده ایم که علی رغم طرد و تمسخر نقد ذوقی، اولا بسیاری ازمخالفان نقد ذوقی، خود دچارِآن، هستند و ثانیا معیارهای دقیق و مشخصی برای تشخیص نقد ذوقی و همچنین برای نقد علمی و روشمند وجود ندارد زیرا مفهوم ذوق، مفهومی تاریخی، متکثر، پیچیده و دارای مفاهیم و مصادیق گوناگونی است