خوانش موازی شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد و رمان «خانم دالووِی» اثر ویرجینیا وولف بر پایۀ امپرسیونیسم
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
doi
10.22080/rjls.2023.24503.1359چکیده
فروغ فرخزاد نمایندۀ شعر مدرن ایران و ویرجینیا وولف نمایندۀ داستان مدرن انگلستان در آثار خود یعنی منظومۀ بلند ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و رمان خانم دالووی به بازنمایی جهان درونی پرداختهاند. به اندازۀ کافی میان این دو اثر شباهت وجود دارد که بتوان با خوانشی موازی هر دو را در بستری امپرسیونیستی تحلیل کرد. زنانگی متن، دیرش یکروزۀ روایت، حضور پرطنین و محکم ساعت برای جداکردن جهان عین و ذهن، نگاه شخصی و درونی به پیرامون و فقدان انسجام در ساختار روایی از ویژگیهای مشترک میان این دو اثر است. ما با روش کتابخانهای و نگاه امپرسیونیستی ادبی، بهطور تطبیقی این دو اثر را واکاوی کردهایم. دو ساحت توأمانِ زمان درونی و بیرونی، جریان سیال ذهن، امپرسیونهای وانموده از پدیدهها و نمودها، تداعیها، تشتت و مرگاندیشی و گسستوارگی روایت، بستر خوانش موازی این دو اثر است. پرتابهای پیوسته از عین به ذهن، روایت را واجد نوعی گاهشماری ویژه کرده که به دوگانگی زمان تجریدی_ بیرونی و گاهی زمانپریشی فرجامیده است. زمان بیرونی یا آفاقی بستر حضور ناگزیر و همگانی شخصیت و زمان تجریدیِ درونی، عرصۀ تأثرات آن حضور و بازنمایی خاطرهگون و شخصی دیدارها و پدیدارهاست.