دلالت های جامعه مخاطرهآمیز الریش بک بر گسترش سرمایه گذاری و معاملات رمزارزها در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22034/jeds.2025.68266.1884چکیده
این پژوهش با رویکردی جامعهشناختی و با تکیه بر چارچوب نظریه «جامعه مخاطرهآمیز» اولریش بک، به بررسی عوامل ساختاری مؤثر بر گرایش فزاینده ایرانیان به بازار رمزارزها میپردازد. مطالعه حاضر به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه آنلاین انجام شده است. نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای با حجم ۱۶۵۰ نفر از ۱۲ استان ایران (بر اساس پراکندگی جمعیتی و سطح مشارکت در بازار رمزارزها) انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (شامل جداول توزیع فراوانی و محاسبه میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (شامل ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد در بستر تحولات اجتماعی- اقتصادی ایران، شامل نارضایتی شغلی، تورم بالا، تحریمهای بینالمللی و بیاعتمادی به نهادهای مالی دولتی ، رمزارزها بهعنوان راهحلی فردی برای مدیریت ریسکهای ساختاری ظهور کردهاند. تحلیل دادهها با ضریب همبستگی پیرسون رابطه معناداری بین میزان احساس مخاطره اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با میزان مشارکت در بازار رمزارزها را نشان داد. بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه، احساس مخاطره اقتصادی با ضریب بتای 0.55 قویترین پیشبینکننده مشارکت در بازار رمزارزهاست، پس از آن احساس مخاطره اجتماعی (0.30=β) و سیاسی (0.15=β) قرار داشتند. همچنین، پایگاه اقتصادی-اجتماعی متوسط با مشارکت بیشتر و پیامدهای منفی شدیدتر (مانند ضرر مالی و استرس شدید) همراه بود.این پژوهش تأکید میکند که توزیع ناعادلانه منابع و فرصتها در ایران موجب شده است، مخاطرات حضور در بازار رمزارزها نیز به طور نابرابری بین طبقات اجتماعی توزیع شود. به طوریکه طبقات متوسط، در معرض آسیبپذیری بالاتری در برابر پیامدهای منفی این مشارکت قرار دارند. کلمات کلیدی: جامعه مخاطرهآمیز، رمزارز، فردیت یابی، جهانی شدن مخاطرات، دولتهای ملی، انتقال ریسک.