رابطۀ بین پیوند والدینی و حوزۀ خودگردانی و عملکرد مختل طرحوارههای ناسازگار اولیه با نقش میانجی تنظیم هیجانی
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی بالینی و عمومی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی بالینی و عمومی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی بالینی و عمومی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2024.340360.644209چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطۀ بین پیوند والدینی و طرحوارههای حوزۀ خودگردانی و عملکرد مختل با نقش میانجی تنظیم هیجانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف بنیادی و از لحاظ گردآوری دادهها توصیفی-همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل دانشجویان دولتی در محدودۀ سنی 18 تا 35 شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که از بین آنان نمونهای به حجم 316 نفر (190 زن و 126 مرد) از دانشگاههای علامه طباطبایی تهران و شهید بهشتی تهران به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای پیوند والدینی-فرم مادر (PBI)، طرحوارههای یانگ (YSQ-SF) و تنظیم هیجانی (ERQ) بود. برای تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری و از نرمافزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد بین پیوند والدینی و حوزۀ خودگردانی و عملکرد مختل طرحوارههای ناسازگار اولیه رابطۀ معنادار وجود دارد و فرونشانی هیجانی که یک راهبرد نامناسب تنظیم هیجانی است، در این رابطه نقش میانجی دارد (0/05>P). ارزیابی مجدد شناختی که یک راهبرد مناسب تنظیم هیجانی است، در این ارتباط نقش میانجیگر را ایفا نکرد. پیوند ضعیف میان مادر و کودک چه بهصورت مستقیم و چه با فرونشانی هیجانی، در بزرگسالی با بهکارگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه در حوزۀ خودگردانی و عملکرد مختل رابطه دارد. نتایج این پژوهش بر اهمیت نقش والدگری مثبت در استفاده از راهبردهای مناسب تنظیم هیجانی و جلوگیری از شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه تأکید میکند.