بررسی و تحلیل تأثرات لمعات عراقی از سوانح غزالی براساس نظریه بینامتنیت ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشگاه سمنان
2 گروه آموزشی زبان و ادبیات و فارسی،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه سمنان، سمنان.
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان ، شهر سمنان
doi
10.22080/rjls.2023.25038.1383چکیده
بینامتنیت رویکردی نوین در خوانش و نقد متون ادبی است که بر مبنای آن هر متنی بر پایه متنهای پیشین خود شکل میگیرد. هیچ متنی نیست که به طور کاملاً مستقل، تولید یا حتی دریافت گردد. ژرار ژنت در نظریه بینامتنیت سه نوع پیوند: صریح و اعلام شده، غیر صریح و اعلام نشده و ضمنی را در میان دو یا چند متن مطرح میکند. از آنجا که متنهای عرفانی از ارتباط منسجمتر و دقیقتری برخوردارند، نظریهی بینامتنیت در این گونه از متنها میتواند بسیار مؤثر واقع شود. دو کتاب سوانحالعشاق غزالی و لمعات فخرالدین عراقی، از جایگاه استواری در میان متون عرفانی برخوردار هستند. کشف و شناخت روابط بین این دو متن، به ما برای شناخت ویژگیهای برخی آثار که از متون عرفانی تأثیر پذیرفتهاند، یاری میرساند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، مصادیق تأثیرپذیری عراقی از غزالی را یافته و براساس نظریه بینامتنیت بررسی کرده به این نتیجه رسیدیم که عراقی در نگارش لمعات از نظر زبانی، مستقل بوده ولی به ساختار و محتوای سوانح نظر داشته اما به شیوه افزایشی و دگرگونی عمل کرده و با اقتباس از مطالب سوانح، خود به تعبیر و تفسیر پرداخته و در مواردی مطالبی را حذف و مطالب دیگری را افزوده است.