از قصیده تا مثنوی؛ مروری بر مثنوی‌سرایی بهار با تأکید بر «کارنامة زندانِ» او

نویسندگان

1 دانشیار- دانشگاه شهید چمران اهواز- گروه زبان و ادبیات فارسی

doi
10.22080/rjls.2023.25398.1398
چکیده

چکیدهملک‌الشعرای بهار، استادِ قصیدة فارسی است امّا مثنوی‌های او مجال گسترده‌تری برای طرح موضوعات متنوّع شخصی و اجتماعی و سیاسی و تاریخی و انتقادی فراهم کرده است؛ گواینکه مثنوی‌های بهار با 348 صفحه، حجم قابل توجهی از دفتر شعر او را شامل است‌؛ بنابراین، شخصیّت هنری و کارنامة شعری بهار بی‌ملاحظة این دسته از شعرهایش به درستی قابل ارزیابی نیست. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به هنر مثنوی‌سرایی بهار، چهارده مثنوی این شاعر به اختصار معرفی شده و مثنویِ«کارنامة زندانِ» او نیزکه مفصل‌ترین زندان‌سرودة فارسی است به روش توصیف و تحلیلِ ساختاریِ متن، بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش نشان می‌دهد که بهار علاقة خودش را در نوجوییِ شکلیِ شعر، در قالب مثنوی نشان داده و با زبانی متأثر از زبان کوچه و بازار و کاربرد تعبیرات و واژگان زبان گفتار، سطح معتدلی از عناصر ادبیِ تشبیه و تمثیل و تلمیح را در این شعرها به کار آورده امّا، توصیف و روایت و تشبیهِ تمثیل و انواع آن بویژه ضرب‌المثل و کنایه و تلمیح، مهمترین عناصر ادبی در «کارنامة زندانِ» اوست. کارنامة زندان، علاوه برارزش‌های ادبی، دربردارندة اطلّاعات دست اولی در مورد برخوردهای سیاسی و بازداشت‌های مخالفان و منتقدان حاکمیت و وضعیّت زندان‌های ایران و در کل، واجد ارزش‌های جامعه‌شناسیِ تاریخیِ جامعة ایرانی در یک‌صد سالة اخیر است.