برساخت مفهوم زنانگی در گذار نسل‌ها (واکاوی کیفی در میان سه نسل زنان شهر کرمان 1403)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/jeds.2025.68235.1881
چکیده

هدف پژوهش: پژوهش حاضر باهدف واکاوی برساخت اجتماعی مفهوم زنانگی و تحولات بین‌نسلی آن در شهر کرمان انجام شد. هدف اصلی، کشف و مقایسه درک سه نسل مختلف (دختران، مادران، مادربزرگ‌ها) از این مفهوم و شناسایی مضامین اصلی شکل‌دهنده به گفتمان زنانگی در هر نسل بود. روش پژوهش: این مطالعه با پارادایم تفسیری و به روش کیفی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۳۲ زن ساکن کرمان گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری در هر نسل به‌صورت مستقل ادامه یافت سپس با تکنیک تحلیل مضمون مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد که شامل ۱۶ دختر (متولدین ۱۳۷۰-۱۳۸۰)، ۱۰ مادر (متولدین ۱۳۵۰-۱۳۶۰) و ۶ مادربزرگ (متولدین پیش از ۱۳۴۰) بود. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج سه مضمون اصلی متمایز منجر شد که نتیجه نهایی برساخت زنانگی در هر نسل را نشان می‌داد: «زنانگی به‌مثابه مادر-همسر حافظ فرهنگ و سنت» در نسل مادربزرگ‌ها، «زنانگی به‌مثابه زن توانمند در جامعه و خانواده» در نسل مادران و «زنانگی به‌مثابه کنشگری و استقلال» در نسل دختران. یافته‌ها تحول زنانگی از تمرکز بر حوزه خصوصی به عرصه عمومی و تأکید فزاینده بر عاملیت فردی را نشان می‌دهد. نتیجه‌گیری: پژوهش نشان داد زنانگی یک برساخت تاریخی-فرهنگی سیال است که در تقاطع عاملیت فردی و الزامات ساختاری بازتولید می‌شود. نوآوری مطالعه در ارائه تحلیلی تطبیقی-بین‌نسلی و شناسایی سه گفتمان مسلط است. یافته‌ها برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان فرهنگی این پیام را دارد که برای درک مسائل زنان و تدوین راهبردهای مؤثر، باید تنوع و پویایی برساخت‌های نسلی از زنانگی را به رسمیت بشناسند.