واکاوی مقایسهای خاطره نگاشتهای« من زندهام» و «از آن هجده ماه و هفت روز» از دیدگاه مکتب رئالیسم
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه شاهد
2 گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشگده علوم انسانی ، دانشگاه شاهد
doi
10.22080/rjls.2023.23754.1318چکیده
مکتب رئالیسم، یکی از مکتبهای قرن نوزدهم است که با تغییر اصولی در داستان، تحولاتی را در بنیان داستاننویسی جهان پدید آورد.، رئالیسم، برخلاف مکتب های کلاسیسم و رمانتیسم، انسان را موجودی اجتماعی میپندارد و به بررسی پیوند رابطة انسان و جامعه میپردازد. نویسندة رئالیست با زبان ساده و غیرمجازی، به توصیف و روایت زندگی شخصیتهای تجسمی، نوعی و تأثیر تقابل انسان و محیط میپردازد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفی ناظر بر مؤلفههای رئالیستی به تحلیل دو خاطرهنگاشت« من زندهام» و «از آن هجده ماه و هفت روز« پرداخته است. شخصیتهای این دو اثر گاهی ویژگیهای مشترک با قشر خاصی دارند که آنها را به شخصیتی نوعی و تیپیک تبدیل میکند. در روایت «از آن هجده ماه هفت روز»، راوی با انتخاب نام خانوادگی دزفولی؛ به آنها شخصیت تیپیک و نوعی بخشیده است. زبان در هر دو روایت، ساده و به گفتار عامیانه نزدیک است؛ با این تفاوت که عنصر زبان و لهجه که جزئی از فرهنگ یک منطقه است در «از آن هجده ماه و هفت روز» بیشتر مشاهده میشود. آباد در کنار زبان ساده، از زبان مجازی و استعاری نیز بهره برده است. زبان استعاری او در برخی کلمات به گونة ساده و عاری از هرنوع پیچیدگی جلوهگر است. آباد و دینوی-زاده، مسائل اجتماعی و تضادهای کنش های مردم را در زمان جنگ به تصویر کشیده اند. بررسی این دو اثر و تطبیق آن با عناصر مکتب رئالیسم، نشان میدهد این دو اثر در زمرة آثار مکتب رئالیستی قرار می گیرند.