رنگ روی جلد رمان؛ نشانهای در آستانه خوانش نشانهشناختی رنگ روی جلد چند رمان فارسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، خراسان جنوبی، ایران.
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی- غنایی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22080/rjls.2023.24501.1358چکیده
این جستار میکوشد تا با کاربست دانش نشانهشناسی، عنصر رنگ روی جلد رمانهای بوف کور، تنگسیر، آوسنهی بابا سبحان و شازده احتجاب را به شیوهی توصیفی - تحلیلی بررسی کند تا تعامل این رکن اساسی نقّاشی و متن ادبی و پیوند آن را با لایههای متعدّد متن دریابد. رنگ قادر است فعّالترین حسّ انسان یعنی حسّ بینایی را به تکاپو اندازد تا برای درک کلیّت فضا بکوشد و بدون اینکه سخن بگوید، اندیشه را منتقل کند. کاربرد هنرمندانهی رنگ در فضاسازی خلّاقانهی محتوای متن و نیز به چالش کشیدن مفروضات مخاطب، نقش ویژهای دارد و میتواند عواطف مخاطب را برانگیزد و او را به خواندن کتاب ترغیب کند. از اینرو واکاوی جلد متن ادبی که عرصهی جلوهنمایی رنگها محسوب میشود و بهعنوان پوششی برای جهانی کلامی به کار میرود، میتواند به تبیین چیستی و پیوند رنگ با دیگر لایهها و مفاهیم پنهان متن انجامد. درمجموع با بررسی عنصر رنگ در آثار یادشده میتوان چنین نتیجه گرفت که در بیشتر آثار، رنگ روی جلد صرفاً حاصل تخیّل طرّاح جلد و عنصر تزئینی نیست، بلکه کارکردی نمادین دارد و در تعامل با دیگر عناصر، بهویژه عنوان، درونمایه و شخصیّت داستان، نقش ویژهای در فرایند تولید و تکمیل معنا دارد. گاه نیز رنگ تنها جنبهی زیباییشناسی دارد که بهمنظور جذب مخاطب است و نمیتوان میان این عنصر و درونمایه، پیوندی برقرار کرد.