گفتگومندی در غزل سیمین بهبهانی از منظر نظریۀ پست‌مدرنیستی منطق مکالمۀ باختین

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان. کاشان. ایران

2 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان. کاشان ایران

doi
10.22080/rjls.2023.24711.1372
چکیده

مقالۀ حاضر، عوامل گفتگومندی در شعر سیمین بهبهانی(۱۳۰۶- ۱۳۹۳) را بر مبنای «منطق مکالمه» میخائیل باختین (۱۸۹۵- ۱۹۷۵م.) -که ازنظریه‌های مطرح در مکتب پست‌مدرنیسم است- بررسی می‌کند. بهبهانی از پایه‌گذاران غزل نو است که با نگاهی تازه به انسان و اجتماع و بهره‌گیری از زبان امروزی و بیانی روایی و داستانی به گفتگو در متن شعر خویش پرداخته و این گفتگوها -که به شیوه‌های مختلف در غزل سیمین متجلی است- موجب چندصدایی در شعر شاعر شده است. نگارندگان می‌کوشند با روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر متن غزلیات سیمین و ازطریق ذکر شواهد شعری و پاسخ‌دادن به این پرسش-های بنیادی که چه شگردهایی موجب چندصدایی در غزل سیمین بهبهانی شده و مضامین شعری شاعر در این امر چه تأثیری داشته است؟ استدلال کنند که سیمین افزون‌بر اشعار عاشقانۀ خود که در آنها با بهره‌گیری از فردیّت شاعرانه با زبانی ساده و روان با معشوق خود گفتگو می‌کند و روابط عاشقانه خویش را با جزئیات تمام بازگو می‌کند، با پرداختن به مضامین عاشقانه- اجتماعی(عشق فراشخصی)، وطنی و سیاسی- اجتماعی و به‌ویژه انتقاد از شرایط زنان و همچنین به‌کارگیری شگردهایی مانند روایت، مکالمه و درک حضور دیگری، گفتگو با خویشتن، گفتگوهای بدون پاسخ مخاطب، تعامل و تفاهم در گفتگو، بینامتنیت، گزاره‌های خطابی، تن‌گروتسک و کارناوال با عناصر پیرامون خود ارتباطی عاطفی برقرارکرده و شرایط حضور «دیگری» را در شعر خود فراهم آورده و توانسته است در مقابل فضای تک‌صدایی شعر سنّتی، فضایی چندصدا در اشعار خود بیافریند.