ازخودبیگانگی در عصر دیجیتال؛ بازخوانی مارکس در مواجهه با اقتصاد گیگ در ایران
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی دانشگاه یاسوج
2 هیات علمی دانشگاه یاسوج
doi
10.22034/jeds.2025.68330.1882چکیده
هدف پژوهش: ظهور اقتصاد گیگ در ایران، به واسطه پلتفرمهای دیجیتال، الگوی جدیدی از کار را معرفی کرده است. این پژوهش با تحلیل انتقادی، به بازخوانی نظریه ازخودبیگانگی کارل مارکس در بستر اقتصاد گیگ ایران میپردازد. اینکه ابعاد چهارگانه ازخودبیگانگی، چگونه در شرایط کار پلتفرمی بازتولید یا دگرگون میشوند و خلاءهای قانونی و نظارتی چه نقشی در تشدید این تجربیات ایفا میکنند.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. برای گردآوری دادهها، اسناد حقوقی و قراردادهای کاربری پلتفرمهای کلیدی ایرانی (اسنپ، تپسی و آچاره)، گزارشهای رسانهای و پژوهشهای علمی مرتبط به صورت هدفمند انتخاب شدند. دادههای مستخرج، با بهرهگیری از تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها نشان میدهد که ساختار حقوقی و عملیاتی پلتفرمها بهطور نظاممند به تشدید ازخودبیگانگی دامن میزنند. بیگانگی از محصول از طریق سلب اختیار کارگران گیگ در قیمتگذاری و مصادره قانونی دادههای تولیدی به عنوان دارایی شرکت رخ میدهد. بیگانگی از فرآیندِ کار، محصولِ کنترل الگوریتمی فراگیر، نظارت دائمی و مجازاتهای خودکار است که فعالیت کاری را به انقیادی بیاختیار تقلیل میدهد. بیگانگی از ذات انسانی، با سلب حقوق بنیادین کار (مانند بیمه و امنیت شغلی)، کار را به ابزاری صرفاً برای بقا بدل میکند. در نهایت، اتومیزه شدن نیروی کار و تضعیف همبستگی از طریق رقابت الگوریتمی، به بیگانگی از دیگران منجر میشود. خلاءهای قانونی و نظارتی، به ویژه در تعریف رابطه استخدامی و حکمرانی داده، به عنوان بستر اصلی این مناسبات استثمارگرانه عمل میکنند.نتیجهگیری: اقتصاد گیگ در ایران، نه یک گسست، بلکه تداوم و تشدید منطق سرمایهداری در عصر دیجیتال است که با بهرهگیری از ابزارهای فناورانه و خلاءهای حقوقی، اشکال نوینی از بیگانگی را بر کارگران تحمیل میکند.