بررسی عوامل اقتصادی، خانوادگی و سبک زندگی جوانان مجرد بر گرایش به ازدواج در استان همدان: تجزیه و تحلیل بیزی و شبیه‌سازی MCMC

نویسندگان

1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت، دانشگاه پیام نور، ، تهران، ایران

2 دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت، دانشگاه پیام نور، ، تهران، ایران

4 عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه پیام نور

doi
10.22034/jeds.2025.67873.1874
چکیده

هدف پژوهش: این مطالعه با هدف بررسی عوامل اقتصادی، خانوادگی و سبک زندگی جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله استان همدان در سال ۱۴۰۲ و تأثیر این عوامل بر گرایش به ازدواج انجام شده است. خانواده به‌عنوان کوچکترین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی، و ازدواج به‌عنوان مبنای تشکیل آن، از دیدگاه شرعی و اجتماعی حائز اهمیت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از نمونه‌گیری کوکران انجام شده است که در آن ۳۸۸ نفر از جوانان استان همدان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و متلب و با به‌کارگیری توابع مفصل (Copula Functions) و رویکرد بیزی (Bayesian Approach) همراه با شبیه‌سازی زنجیره مارکوف مونت‌کارلو (MCMC) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین عوامل خانوادگی و گرایش به ازدواج رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین عوامل اقتصادی و گرایش به ازدواج نیز رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. سبک زندگی با گرایش به ازدواج رابطه منفی و معنادار دارد. بر اساس تحلیل توابع مفصل، عوامل خانوادگی بیشترین تأثیر را در تبیین واریانس متغیر وابسته (گرایش به ازدواج) داشته‌اند.نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل خانوادگی به‌عنوان تعیین‌کننده اصلی گرایش به تجرد در میان جوانان مجرد استان همدان عمل می‌کنند. این یافته با نتایج تابع مفصل گامبل و ضریب همبستگی مثبت عوامل خانوادگی پشتیبانی می‌شود، که نقش حمایت یا فشار خانوادگی را در تصمیم‌گیری‌های ازدواجی برجسته می‌کند. در مقابل، عوامل اقتصادی و سبک زندگی، هرچند رابطه معناداری با گرایش به تجرد دارند، اما به دلیل استقلال دمی (طبق تابع گوسی) و تأثیر محدود در شرایط افراطی، نقش مکمل‌تری ایفا می‌کنند. از منظر سیاستی، این نتایج تأکید می‌کنند که هرگونه اقدام عملی برای کاهش آمار مجردان و افزایش گرایش به ازدواج باید بر تقویت ساختارهای خانوادگی، کاهش فشارهای فرهنگی و بهبود حمایت‌های عاطفی و اقتصادی متمرکز شود.