بی سرزمینی داعش و تاثیر آن بر محور مقاومت
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان، سمنان، ایران
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد پرند، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
doi
10.30465/cps.2025.51279.3519چکیده
این پژوهش به بررسی پیامدهای بیسرزمینی داعش و تأثیر آن بر محور مقاومت میپردازد. با سقوط خلافت داعش و از دست دادن پایگاه های سرزمینی، این گروه از یک نیروی متعارف به یک سازمان چریکی، غیرمتمرکز و فراملی تبدیل شد. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه بیسرزمینی داعش بر امنیت و راهبردهای محور مقاومت تأثیر گذاشته است؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که بیسرزمینی داعش نهتنها موجب کاهش تهدیدات آن نشده، بلکه با تغییر مدل جنگی، تقویت جنگ اطلاعاتی و رسانهای و گسترش شبکه های تروریستی در مناطق مختلف، چالشهای جدیدی را برای محور مقاومت ایجاد کرده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که داعش پس از از دست دادن قلمرو، تمرکز خود را بر حملات پراکنده، جنگ سایبری و تبلیغاتی، و ایجاد شاخه های فراملی در آفریقا، آسیای مرکزی و افغانستان گذاشته است. این تحولات موجب شده که محور مقاومت نیز استراتژیهای خود را تغییر داده و علاوه بر عملیاتهای نظامی، مقابله اطلاعاتی و رسانهای را در اولویت قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و از منابع کتابخانهای و اسناد مرتبط برای بررسی تحولات پس از بیسرزمینی داعش استفاده شده است.