اثربخشی مداخلۀ مبتنی بر تئوری تغییر ذهنیت دوئیک بر جهتگیری منفی به مشکل و احساس ناامیدی دانشآموزان دبیرستانی در دوران کرونا
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دکتری تخصصی، گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/japr.2024.333189.644062چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخلۀ مبتنی بر تئوری تغییر ذهنیت دوئیک بر جهتگیری منفی به مشکل و ناامیدی در دانشآموزان دبیرستانی بود. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب شیوۀ انجام، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه بود. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان دختر دبیرستانی (دورۀ دوم) شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 بود که به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاسهای جهتگیری منفی به مشکل (NPOQ) و ناامیدی بک (BHS) بود. 183 دانشآموز پرسشنامهها را تکمیل کردند. در مرحلۀ اول غربالگری، 50 دانشآموز که نمرات بالاتری بهدست آوردند به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در مرحلۀ دوم، براساس ملاکهای ورودی، 30 نفر بهصورت تصادفی در گروه مداخلۀ تغییر ذهنیت دوئیک (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش هشت جلسۀ 90 دقیقهای مداخلۀ گروهی دریافت کردند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مانکوا و نرمافزار SPSS-23 تحلیل شد. یافتهها نشان داد در پسآزمون جهتگیری منفی به مشکل، بین گروهها تفاوت معنیداری وجود دارد (01/0>P) و مداخله تغییر ذهنیت موجب کاهش جهتگیری منفی به مشکل شده است، اما در متغیر احساس ناامیدی، تنها بر ابعاد ناامیدی در دستیابی به خواستهها و انتظار منفی از آینده اثربخش بوده است. براساس نتایج مداخلۀ انگیزشی تغییر ذهنیت دوئیک با ارائۀ راهبردهای انگیزشی و جهتگیری مثبت، کاهش انتظارات منفی از آینده و امیدواری در دستیابی به خواستهها موجب تغییر نگرش در دانشآموزان میشود و آنان را بهسوی اهداف امیدوارانه همراه با اندیشۀ مثبت نسبت به حل مسائل سوق میدهد. از اینرو پیشنهاد میشود از این مداخله در جهت کاهش و بهبود مشکلات روانشناختی دانشآموزان استفاده شود.