مقایسه رابطه کاریزماتیک در جامعه شناسی سیاسی با رابطه مرید مرادی در عرفان ( باتکیه بر رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی)
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده عرفان، دانشگاه ادیان و مذاهب قم، قم، ایران
2 دانشیار دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
3 دکتری، عرفان اسلامی و اندیشههای امام خمینی (ره)، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم
doi
10.30465/cps.2024.48317.3366چکیده
تحلیلگران بسیاری، رابطه امام خمینی(ره) با مردم را یکی از عوامل کلیدی در پیروزی انقلاب اسلامی میدانند. نظریههای مختلفی در جامعهشناسی درباره انقلابها وجود دارد، بهویژه نظریههایی که بر نقش رهبر در انقلابها تأکید میکنند. یکی از این نظریهها، نظریه کاریزما است که شباهتهایی به رابطه مرید و مرادی دارد. امام خمینی با سابقه عرفانی خود، به عنوان رهبر انقلاب ایران، از سوی مردم مورد پیروی بیچون و چرا قرار گرفته بود.این مقاله به بررسی نوع رابطه امام خمینی با پیروانشان از منظر نظریههای کاریزما و مرید و مرادی میپردازد. یافتههای مقاله نشان میدهد که رابطه امام خمینی با مردم نه صرفاً کاریزمایی و نه صرفاً مرید و مرادی بوده است، بلکه ترکیبی از این دو نوع رابطه بوده است. به عبارت دیگر، بخشهایی از مردم تحت تأثیر رابطه کاریزمایی و بخش دیگر تحت تأثیر رابطه مرید و مرادی با امام خمینی قرار داشتند. تفکیک دقیق این دو نوع رابطه کار آسانی نیست و هدف این مقاله نیز تمایز و تفکیک این دو امر نیست.