جایگاه فلسطین در سیاست خارجی مصر ؛ از مبارک تا سیسی

نویسندگان
doi
10.22054/qpss.2017.7442
چکیده

مسئلۀ فلسطین یکی از موضوعات چالش برانگیز در سیاست خارجی مصر است که اهمیت آن بسته به عوامل داخلی و خارجی در سیاست خارجی این کشور متغیر بوده است. به طور کلی، رفتار سیاست خارجی مصر در حوزۀ مسئلۀ فلسطین و اسرائیل، از یک سو ناشی از تحولات محیط خارجی به ویژه نقش‌آفرینی ایالات متحده و اسرائیل و از سویی دیگر تحت تأثیر عوامل داخلی از جمله نقش رهبران و نحوۀ تلقی آن­ها از نقش ملی خود و نقش­آفرینی گروه‌های داخلی از جمله اسلام گرایان بوده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخگویی به این سئوال است که پس از پیمان کمپ دیوید و به طور مشخص روی کار آمدن حسنی مبارک، مهم­ترین عامل شکل‌دهی به سیاست خارجی مصر در قبال فلسطین چه بوده است. استدلال مقاله این است که وابستگی اقتصادی و نظامی مصر به ایالات متحده از یک سو و موقعیت استراتژیک مصر در تأمین امنیت اسرائیل از سویی دیگر موجب شد تا پس از پیمان کمپ دیوید و شناسایی اسرائیل، نقش‌آفرینی عوامل خارجی در شکل‌دهی به سیاست خارجی مصر در قبال مسئلۀ فلسطین پررنگ‌تر شود.