تحلیل اقتصاد سیاسی و متغیرهای تاثیرگذار خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند (خط لوله صلح)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد بوشهر ، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر ، ایران.
2 دانشجوی مقطع دکتری، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران.
3 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران
doi
10.30465/cps.2025.50353.3467چکیده
خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند، موسوم به "خط لوله صلح"، یکی از پروژههای استراتژیک در دیپلماسی انرژی ایران و جنوب آسیاست. این پروژه با هدف ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، تقویت همگرایی میان سه کشور ایران، پاکستان و هند، و ارتقای امنیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در منطقه جنوب آسیا و خلیج فارس طراحی شده است. بااینحال، علیرغم مزایای بالقوه، این خط لوله تاکنون عملیاتی نشده و موانع متعددی در مسیر اجرای آن قرار داشتهاند. پرسش اصلی این مقاله آن است که چه متغیرهایی بر اجرای این پروژه تأثیرگذار بوده و اقتصاد سیاسی این طرح چه ویژگیهایی دارد؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که عواملی چون اختلافات سیاسی و نظامی میان هند و پاکستان بر سر منطقه کشمیر، تهدیدات امنیتی ناشی از گروهها و فرقههای مذهبی ضدمدرن در منطقه بلوچستان پاکستان، فشارهای سیاسی و اقتصادی ایالات متحده برای ممانعت از همکاری هند و پاکستان با ایران و سوق دادن آنها به سمت خط لوله تاپی (رقیب اصلی خط لوله صلح)، و فقدان همگرایی میان کشورهای صادرکننده گاز در آسیای مرکزی و خلیج فارس، از مهمترین دلایل تأخیر در اجرای این پروژه محسوب میشوند. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از دادههای اسنادی و کتابخانهای، به بررسی ابعاد مختلف این پروژه و چالشهای پیش روی آن میپردازد.