بازاندیشی نظری و مطالعه تطبیقی شاخص بومی توسعه اجتماعی در ایران
نویسندگان
1 1- گروه پژوهشی روانشناسی اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، تهران
2 گروه پژوهشی توسعه اجتماعی جهاد دانشگاهی
doi
10.22034/jeds.2025.67901.1875چکیده
هدف پژوهش: این مقاله با هدف دستیابی به تعریفی بومی از توسعه اجتماعی متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران و طراحی شاخصی ترکیبی برای سنجش وضعیت کشور انجام شده است. انگیزه اصلی پژوهش، فقدان شاخصهای جامع برای نمایش ویژگیهای خاص جامعه ایران و محدودیت شاخصهای بینالمللی موجود در بازنمایی واقعیتهای آن است.روش پژوهش: در این مطالعه روش پژوهش مبتنی بر مرور انتقادی است؛ ابتدا با مرور اسناد و متون علمی، سییر تاریخی تکوین مفهوم توسعه اجتماعی، دستهبندی تعاریف، و تحولات نظری مرتبط بررسی شده و همچنین تغییرات شاخصهای اندازهگیری توسعه اجتماعی و نحوه کاربست آن در ایران تحلیل گردیده است. در ادامه، با معرفی مهمترین مؤسسات بینالمللی فعال در سنجش توسعه اجتماعی و نقد محدودیت شاخصهای آنان در نمایش واقعیت ایران، ضرورت تدوین شاخص بومی تبیین شد. بر همین اساس، شاخص ترکیبی متناسب با بافت ایران طراحی گردید که با استفاده از روش ناردو و همکاران ساخته و از طریق روش دلفی اعتبارسنجی شد.یافتهها: یافتهها نشان میدهد ایران در سطحی متوسط از توسعه اجتماعی قرار دارد و بیشترین نابرابری در بعد سرمایه زیرساختی مشاهده میشود؛ به طوریکه بهبود وضعیت مؤلفههای رفاه نیازمند بازنگری سیاستی و سرمایهگذاری در زیرساختهای اجتماعی و رفاهی است. برای اعتبارسنجی، نتایج شاخص بومی با شاخص رفاه لگاتیوم در سال ۱۴۰۳ مقایسه گردید که کارآمدی آن را در آشکار ساختن تفاوتهای درونمنطقهای نشان میدهد.نتیجهگیری: شاخص بومی توسعه اجتماعی ارائهشده میتواند ابزاری مناسب برای ترسیم دقیق وضعیت توسعه اجتماعی در مقیاسهای استانی و شهرستانی باشد و امکان رصد تحولات توسعه اجتماعی در سطوح مختلف برنامهریزی و سیاستگذاری اجتماعی کشور را فراهم آورد. این شاخص همچنین میتواند به سیاستگذاران در شناسایی نقاط ضعف و ارتقاء عدالت اجتماعی یاری رساند.