ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون شهری با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در منطقه 18 تهران

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه شناسی. دانشکدۀ علوم انسانی و حقوق. دانشگاه کاشان. کاشان ایران

2 استادیار گروه مطالعات اجتماعی. پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی. وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری. تهران. ایران.

3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران. دانشکدۀ علوم انسانی و حقوق. دانشگاه کاشان. کاشان ایران

4 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده‌ی علوم انسانی دانشگاه کاشان، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کاشان، ایران.

doi
10.22034/jeds.2025.68048.1878
چکیده

محرومیت فراتر از معیار فقر تک‌بعدی و صرفاً درآمدی، یک تجربۀ زیسته با ماهیت چندوجهی است. این پدیده، ساختارهای پیچیده و زیربنایی نابرابری را آشکار می‌سازد و به پژوهشگران و سیاست‌گذاران امکان می‌دهد تا مداخلات مؤثرتری را برای مقابله با آن پیشنهاد دهند. هدف از این رویکرد چندبعدی، توسعه مدل‌های به‌روزتری از فرایندهای محرومیت‌زا است که بتوانند درک عمیق‌تری از پدیده فقر و نابرابری ارائه کنند. از این رو، این پژوهش با هدف ارزیابی اجتماعی مدل محرومیت درون‌شهری در منطقه ۱۸ تهران، که جمعیتی بالغ بر ۴۵۰ هزار نفر دارد، به بررسی این ابعاد پرداخته است. این تحقیق با بهره‌گیری از روش کمی پیمایش و تکنیک تحلیلی مدل‌سازی معادلات ساختاری، به بررسی دقیق روابط بین ابعاد مختلف محرومیت پرداخته است. هدف اصلی، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم شش بُعد محرومیت (اجتماعی، روانی، شناختی، اقتصادی، مسکن و فضایی) بر یکدیگر و ارائه یک مدل ترکیبی جدید است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که محرومیت و نابرابری درون‌شهری در این منطقه، بیش از آنکه به زیرساخت‌های کالبدی وابسته باشد، تحت تأثیر ابعاد روانی و شناختی قرار دارد. این ابعاد بر شاخص‌های اجتماعی اثرگذار بوده و احساس محرومیت را در شهروندان تقویت می‌کنند. به عبارت دیگر، محرومیتی که ساکنان این منطقه تجربه می‌کنند، نه تنها به درآمد، بلکه به شرایط مکانی و احساس درونی آنها نیز مرتبط است. در میان ابعاد مورد بررسی، محرومیت روانی-شناختی بیشترین تأثیر را بر سایر ابعاد داشته است. با وجود اقدامات نوسازی و تسهیلات دولتی در زمینه مسکن و زیرساخت، این سیاست‌ها نتوانسته‌اند احساس محرومیت را کاهش دهند؛ زیرا رویدادهای اقتصاد کلان تأثیر قوی‌تری بر وضعیت زندگی شهروندان دارند. در نهایت، یافته‌ها تأکید می‌کنند که فضاهای شهری با زیرساخت‌های ناپایدار و محرومیت مسکن نمادهای اصلی محرومیت درون‌شهری در این منطقه هستند که به شدت بر استانداردهای زندگی اجتماعی خانواده‌ها تأثیر می‌گذارند.