تبیین جامعهشناسی خودکشی فرهاد و شیرین در منظومۀ غنایی «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی با تکیه بر نظریۀ «امیل دورکیم» و مبانی مکتب رمانتیسم
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی( ره) شهر ری،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
doi
10.22080/rjls.2022.23979.1337چکیده
خودکشی، یکی از ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی است که علاوه بر تاثیر پیشینههای ذهنی و روانی، اوضاع و شرایط اجتماعی نیز در میزان آن نقش بسیاری دارد. بنا بر نظر امیل دورکیم، به تبع ارتباط آمار خودکشی با شرایط اجتماعی حاکم، جوامع به دو دستۀ منسجم و نامنسجم تقسیم میشوند و بر این اساس، انواع مختلف خودکشی، شکل میگیرد. در این مقاله، خودکشی دو شخصیت فرهاد و شیرین در منظومۀ خسرو شیرین نظامی، با رویکرد نظریۀ خودکشی امیل دورکیم و با تکیه بر مبانی مکتب رمانتیسم، به روش توصیفی و تحلیلی، مورد تبیین و بررسی قرار میگیرد. در این مقاله سعی بر این است که ضمن بیان شرایط آنومیک و سیتومیک دورۀ ساسانی، تاثیر شرایط آنومیک اجتماعی در انتخاب و نوع خودکشی فرهاد و شیرین مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، خودویرانی فرهاد و شیرین از نوع فردگرایانه است که در سطح یکپارچگی پایین و به دنبال گسستگیهای اجتماعی، از جمله ناامنی، انزوای اجتماعی، محرومیت، خیانت، گسیختگی نظام خانوادگی، بیاعتمادی به نظام حکومتی، عدم پذیرش، عدم حس تعلق به جامعه و خانواده، بیهدفی، تبعیض، افسردگی و عدم پذیرش شرایط حاکم، به وقوع پیوست.