اسطوره های عرفانی دینی در اشعار سهراب سپهری بر پایۀ مکتب رمانتیسم
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 زبان و ادبیات فارسی،دانشکده علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان، ایران
doi
10.22080/rjls.2023.23871.1333چکیده
یکی از مهم ترین جنبه های پیوند دهندۀ شعر و اسطوره، ویژگی شاعرانه بودن اسطوره ها است؛ زیرا آفرینش شعر و اسطوره عمدتا مدیون نیروی تخیّل هنرمندانۀ آفرینندۀ شعر و اسطوره است. در دورۀ معاصر، حتّی سنّتی ترین شاعران نیز کوشیده اند با بهره گیری از اسطوره پردازی و بازآفرینی عناصر اسطوره، این عناصر را به روزگار خود نزدیک کنند و با انطباق های اسطوره ای با هدف بازتاباندن روزگار خود به یاری اسطوره های گذشته برخیزند. در این میان سهراب سپهری – از شاعران تأثیرگذار معاصر – با بهره گیری از عناصر اسطوره به ویژه عرفانی – دینی موجب پیوند شعر معاصر و گره خوردگی آن با شعر سنّتی و کلاسیک فارسی شده است. شعر معاصر فارسی، به دلیل دخالت جریان های مختلف سیاسی و فرهنگی و گرایش شاعران به مکاتب ادبی و هنری، مانند هر دوره ی دیگر مملو از نشانه های اسطوره گرایانه ی شاعران معاصر است. این گرایش به خصوص، با رویکرد شاعران به مکاتب ادبی و اجتماعی مثل رمانتیسم و ناسیونالیسم (در مورد اسطوره های ملّی)، هم چنین وقوع انقلاب مجال بیشتری را برای شاعران به وجود آورده تا از این عناصر، به عنوان یک ویژگی قابل توجّه در اشعار خود استفاده کنند. هدف از این پژوهش تبیین و چگونگی اسطوره های عرفانی – دینی، بر محور اصول رمانتیک در شعر سهراب سپهری به روش توصیفی – تحلیلی است. می توان گفت سپهری شاعر رمانتیک معاصر، در سروده هایش از انواع مختلف اسطوره های عرفانی – دینی بهره زیادی برده است.