نمودهای مدرنیستی-اگزیستانسیالیستی مرگاندیشی در شعر موج نو
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده علوم انسانی. دانشگاه گنبدکاووس. گنبدکاووس. ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده علوم انسانی. دانشگاه گنبدکاووس. ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده علوم انسانی. دانشگاه گنبدکاووس. ایران.
doi
10.22080/rjls.2023.24073.1341چکیده
مواجهه شاعران با مرگ بنا به فضای فکری و اجتماعی هر دوره متفاوت بوده است. در دوره معاصر، شاعران مدرن به ویژه شاعران موج نو، زیر تاثیر مدرنیسم و فلسفه اگزیستانسیالیستی قرار گرفتند. بر این اساس مساله اصلی پژوهش تبیین زمینههای مدرنیستی و هستیشناسانه مرگاندیشی و نمودهای آن در شعر موج نو است. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی، ابتدا مولفههای مدرنیستی و آرای فلاسفه مشهور در باره «مرگ»، از سقراط و افلاطون گرفته تا هایدگر، سارتر و بلانشو را بررسی کرده، سپس نمودهای مدرنیستی-اگزیستانسیالیستی مرگاندیشی در شاعر موج نو را طبقهبندی و تحلیل کرده است.نتایج اجمالی نشان میدهد که شاعران موجنو، مرگ را چون پدیدهای هستیشناسانه و با فردیت و آگاهی خویش درمییابند. از این رو به مانند شعر پیشامدرن، مرگاندیشی از نوع عرفانی، تقدیری و حتی خیامی به چشم نمیخورد. در این میان برخی شاعران چون احمدرضا احمدی، بیژن الهی، حسین رسائل، محمود شجاعی و هوتن نجات در مواجهه با مرگ، گرایشهای فردگرایانه و مدرنیستی بیشتری دارند و از منظر وجودی به مرگ مینگرند، در برخی چون جواد مجابی، شهرام شاهرختاش، محمدرضا اصلانی و بهرام اردبیلی، گرایشهای مدرنیستی و تأملات هستیشناسانه با آمیزهای از دغدغههای اجتماعی و شرایط نابسامان سیاسی نمود مییابد و در پرویز اسلامپور و حمید عرفان، خفقان سیاسی و نبود آزادی به مرگاندیشی انجامیده است و گرایشهای فردگرایانهی مدرنیستی در پس زمینه قرار میگیرد.